یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

پیوندهای روزانه
۱۷
تیر
   در عرفان های سنتی پس از قبول کلی ایده ها و آموزه هایی که اغلب اجتماعی و حامی و برساخته قدرت اند، «حق انتخاب» برای فرد رو به کاهش می رود و در نهایت در کنار ایده هایی مانند تسلیم، عبادت، اطاعت، خدمت، عشق و فنا به صفر می رسد. 
۰۲
تیر

امشب به لطف پیشنهادهای چندباره دوست و هم کلاسی گرامی ام آقای رضا فاضلی، فیلم 12 مرد خشمگین را دیدم. این فیلم 63 سال پیش (1957) ساخته شد و من 20 سالی پیش در برنامه ای گزارشی برای معرفی آن دیده بودم و امشب این سعادت را داشتم که آن را سر صبر و دل سیر ببینم.

12 مرد خشمگین

یادم افتاد استاد فرزانه ام جناب محقق منوچهر صدوقی سها هنگامی که با دوستی به دفترشان رفته بودیم گفتگوهایی شد درباره برخی ماجراهای جنایی و به وِیژه آنها که گوشه ای هم به سیاست می زد. دم در که از هم جدا می شدیم رو کرد به ما و گفت:


هرگز در این پرونده ها و داستان ها داوری نکنید!

من بعد یادم افتاد که استاد، وکالت هم کرده اند و این فرمایش ایشان برآمده از تجارب حقوقی ایشان هم هست. همیشه این جمله ایشان در بزنگاه های مختلف یادم می آمد. دهه شصت خونبار و اندوهبار! قتل های زنجیره ای دهه هفتاد و زندانی های سیاسی و خیلی چیزهای دیگر که آدم را احساسی می کند ولی این جمله را به یاد می آوردم که در چیزی که اطلاع کامل ندارم ورود و داوری نداشته باشم و هر بار که هیجان و عاطفه پیشی داشت و چیزی گفتم یا نوشتم بعد در آن تردید کردم و دیدم که جمله استاد باید پیش رویم باشد.

از سوی دیگر، گفتاری را از محقق ارجمند دکتر محمدرضا نیکفر خواندم که «قضاوت کنیم!»:
۲۸
خرداد

    برای ایران بسیار گفته اند و باز هم انگار کم است! به نظر من یکی از آخرین تصورهایی که یک ایرانی می تواند از جهان پیدا کند تصور او از ایران است و این به خاطر دشواری درک مسائل انسانی، اجتماعی و فرهنگی است. در میان مطالعه هایی که درباره ایران داشته ام سه کتاب برایم بسیار روشنگر بود و آنها را برای آینده خودم در این سرزمین سودبخش دیدم. این سه کتاب را اینجا پیش روی شما می گذارم و امید دارم روزی بتوانید به گفتارشان دسترسی پیدا کنید:
۲۳
خرداد

از قدیم گفته اند حکمت، نکبت است و دانش شوم! اما چرا؟! چون فردی که راه دانایی و خردمندی را در پیش بگیرد ناگزیر با مردم فاصله ای پیدا می کند و پرکردن این شکاف آسان نخواهد بود. اینکه در قرآن کریم هم آمده است که «اکثرهم لا یعقلون» یا زمانه به مردم نادان (شکارچی ها و فرصت طلب ها) زمام امور را می دهد و نه اهل دانش و فضل، حکایت تازه ای نیست. اما در عصر اطلاعات و آموزش همگانی و به اصطلاح حاکمیت قانون بد نیست که این گزارش را از سایت ترجمان بخوانیم تا انتظارات خودمان از دیگران و حتا از خودمان کم شود با هم مهربانانه تر رفتار کنیم چه آنکه همه ما گاهی، گاهی کم گاهی بیش از خردورزی دور می شویم.

۱۷
بهمن

سعادت و خوشبختی چیست و نظریه های سعادت چه می گویند؟ این همه تلاش و کوشش برای خوشبختی بشر معطوف به چه چیزهایی بوده است؟ کتاب سعادت از نشر ققنوس که مدخلی از دانشنامه استنفورد است را خواندم. به نظرم آمد ارزش خلاصه کردن دارد. چکیده ای از آن را اینجا برای شما می گذارم شاید که برای سعادتتان مساعدتی شده باشد. 




💫 علم سعادت: 
دن هیبورن

اول اینکه کتاب آمده از دو رویکرد فلسفی و روانشناختی به مفهوم سعادت پرداخته و حوزه فرد و اجتماع را مورد توجه قرار داده و گفته که فلاسفه یکی از دو مورد زیر را موضوع کار خود قرار می دهند:
۲۴
اسفند

شادی را دزدیده اند او را بیمار کرده اند اگر نه همیشه پر هزینه نیست.

شادی ساده و بی مقایسه با گذشته است، از آینده نترسیده است. آرامش و شادی با هم راه می روند لب ساحل دست در دست هم؛ آرامش کجاست؟ وقتی قلم و قلمویی دستت می گیری همه درد و فشارهایت می آید نوک آن قلم و می ریزد روی صفحه هر کجا، درست شبیه کنگره های گنبد سلطانیه که وقتی زلزله می آمد آنها ویران می شدند و نه دیوارهای ضخیم با عمق هفت متری این دژ، شاد می شوی.

شادی و مرگ خواهی، نه، چرا مرگ! شادی و نخواستن هم با هم دوست اند. هر اندازه بخواهی بیشتر رنج می کشی وقتی همه کارهای به اصطلاح مهمت را می گذاری و بیهوده و بی هوا دست در رنگ می زنی، جنگ با جنگ می کنی؛ شادی می آید و به رویت بوسه می زند آزاد می شوی. شادی بیش از داشتن با نخواستن رابطه دارد. شادی شادی تو چه غریبه ای در دنیای اقتصادی هدفمند ما! تو گمشده ای! بیچاره ما!!


۲۱
مهر

چرا کودکان چنین شاد و درخشان و خواستنی اند؟

پاسخ به این پرسش آسان نیست ولی یک علتش این است که کودکان هنوز درگیر اندازه ها نشده اند. آنها کمتر و بیشتر را چندان نمی دانند. آنها در مقیاسهای ما زندگی نمی کنند. غم و غصه نمی خورند که چرا فلانی بیشتر دارد و این را کمتر می باید می خریدم و آن را بیشتر باید می فروختم و زندگی ام را به چه دادم و دیگری چه کارها کرد. کودکان هم مقیاسهایی دارند ولی 
۳۰
شهریور


به نظرم وقتی می توانیم به معنای زندگی فکر کنیم که بتوانیم بمیریم و بعد از خود بپرسیم چرا باید بمانیم؟


آیا معنای زندگی برای یک گوسفند با معنای زندگی برای یک گرگ برابر است؟ چرا فکر کنیم معنای زندگی برای همه انسانها می تواند یا از آن بدتر باید یک چیز باشد؟!

۲۴
شهریور

   درسی را بر عهده بنده گذاشته اند به نام «جامعه شناسی حقوق».  این درس از درس های اختیاری رشته حقوق در کارشناسی به ارزش یک واحد است. این درس از سویی با فلسفه از سویی با جامعه شناسی و از سوی دیگر با حقوق در پیوند است و نخستین کتاب آن به نام «جامعه شناسی حقوق» به قلم هانری لوی برول در دانشگاه تهران ترجمه و منتشر شده است. پس از آن زنده یاد مصطفی رحیمی سه گزیده در این باره را در نشر امیرکبیر به نام «حقوق و جامعه شناسی» منتشر کرد(1358). مترجم ارجمند یک برگ و اندی یادداشت پیش از آن سه برگزیده نوشته است و چند سطری از آن به قرار زیر است:

حقوق و ادبیات برادرند.

این گفته شاید در وهله نخست غریب به نظر آید،

۱۶
مرداد

دیشب داشتم کتاب می خواندم دیدم برخی کلمه ها در ذهنم با خودش حاشیه دارد و این حاشیه ها مخل معنای نوشته است که می خواهد به من برساند.
برخی واژه ها چگونه در ذهن ما فربه تر از ظرف و معنایی می شوند که در کتابهای لغت آمده. مثلا وقتی شما می گویید انقلاب* این کلمه با خودش کلی حاشیه دارد. وقتی می گویید زن* وقتی می گویید پول* وقتی می گویید آزادی* بیچاره ما بیچاره واژه ها.

۱۱
خرداد


     چرا در دنیای امروز هم زبانی کمتر از هم رنگی پوست، از هم مسلکی و دین مشترک و کمتر از ملیت و هم وطنی مورد توجه قرار گرفته است؟ به نظر می رسد اینجا انسانها و جوامعشان قربانی سیاست و منافع اهلش شده باشند. هم زبانی به همدلی و انسانیت نزدیکتر است و نیازها و پیوندهای انسانی بیشتری را نسبت به آن دیگران برآورده می کند. تاکید بر هم زبانی می تواند جغرافیای روابط انسانی را بهبود بخشد و هویتهای بهتری نسبت یه این دنیایی که داریم فراهم کند. برای مثال اگر هم زبانی را در مورد زبان فارسی یا کوردی را در نظر بگیریم می بینیم که تا چه اندازه مردم کشورهای منطقه می توانند به هم نزدیکتر باشند تا آنکه تأکید بر ملیت باشد؛ رنجها کم می شود و شادی ها می افزاید. علاوه بر آن هر انسان می تواند بکوشد تا با مردمی دیگر از جهان هم زبانی پیدا کند در حالی که ملیت یا رنگ پوست قابل تغییر نیست و این مرزهای غیرقابل تغییر موجب جدایی و دشواره هایی می شود.


همزبانی خویشی و پیوندی است

مرد با نامحرمان چون بندی است 

۱۰
اسفند

   بسیاری از ایرانیان در ستایش کتاب شکوهمند دهقان زاده طوسی حکیم ابوالقاسم فردوسی (416 ق) که نام او و پدرش هم به درستی دانسته نیست چنین گفته و شنفته اند که او با شاهنامه عاملی بوده برای بازماندن زبان فارسی و البته در این تردیدی نیست که نقشی داشته است. گذشته از اینکه این اثر چگونه چنین مانعی شده بود برای تغییر زبان فارسی به عربی تا ما ایرانیان همچون مصریان با تغییر دین، عرب زبان نشویم به نظر می­ رسد کاری دیگر از کار فردوسی مهمتر بوده است و آن کار ترجمه قرآن به زبان فارسی بوده است.

قرآن قدس

۲۹
مهر