یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

۲۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «محی الدین قنبری» ثبت شده است

سرچشمه‌های فکری عبید زاکانی در اخلاق الأشراف

يكشنبه, ۲۹ خرداد ۱۴۰۱، ۱۱:۳۲ ق.ظ

 آموزه‌های عبید زاکانی (د 772 ق) در اخلاق الأشراف از دامنه گسترده‌ای از دانش مانند آثار ادبی، تاریخی، تفاسیر قرآن و متون عرفانی، کتب اخلاقی و آثار فلسفی سرچشمه گرفته و عبید در ترسیم اخلاقِ «مذهب منسوخ» و «مذهب مختار» در رسالۀ خود با خلاقیت و آزادی از آن­ها بهره برده است. او گاه این منابع را چنان دگرگون کرده که از آن­ها تنها صورتی ضعیف برجای مانده است و گاهی هم به ویژه در بهره ­گیری از منابع اخلاقی، نهایت دقت را در رعایت امانت به کار برده است. عبید زاکانی از متن­ هایی اخلاقی و عرفانی و ادبی مانند تهذیب الاخلاق ابن مسکویه، احیاء علوم الدین غزالی، اخلاق ناصری خواجه نصیر طوسی و گلستان سعدی بیشترین تأثیر را پذیرفته است.

مناظره مثبت یا مناظره یا مناظره منفی؟

دوشنبه, ۹ خرداد ۱۴۰۱، ۰۶:۴۵ ب.ظ

     صدها هزار سال نبرد برای بقا، ده ها هزار سال جنگ و بالاخره رقابتی نفس گیر گاه چنان جدی بود که جایی برای چیزی دیگر در زندگی نمی گذاشت. اگر زمانی هم می رسید که زمان زمانه آشتی و صلح بود نمایشی از نبردهایی توافق شده با هزینه هایی مدیریت شده یا نشده انسان هایی را به جان هم می انداخت که فرادستان ببینند و لذت و ببرند. گلادیاتورها و کُشتی گیرها به جان هم می افتادند و مسابقه هایی بدن های آدم ها را می آزمایید. مناظره هایی هم که این روزها برگزار می شود کمتر از آن نیست.  

بزرگداشت فردوسی در شهر ثعالبی

شنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۰۱:۴۱ ب.ظ

به مناسبت بزرگداشت حکیم خراسان و زبان ایرانیان ابوالقاسم فردوسی در روز 25 اردیبهشت 1401 در مسجد دانشگاه آزاد نیشابور سخنرانی ای داشتم با عنوان «گزارش شاهنامه فردوسی در شهر ثعالبی نیشابوری». 

رمضان، ماه نوزایی

شنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۱۲:۵۶ ب.ظ

در روز 23 فروردین 1401 گفتگویی با دیگر استادان و گرامیان از جمله جناب استاد اردشیر منصوری در پیوند مولوی با رمضان داشتیم که عنوان آن عبارت بود از «رمضان، ماه نوزایی». 


بهشت مردم دانا: کتابخانه ملی

شنبه, ۱۸ دی ۱۴۰۰، ۱۲:۵۹ ب.ظ

   این مجسمه را دیده اید؟ فکر نکنم! 
   پیکره ای هشت متری از جنس برنز به وزن 10 تن که از رو به رو به دور دست می نگرد و از پشت سر وقتی که از پنجره های کتابخانه ملی نگاه می کنید در هوای دودآلود زمستان تهران دارد به پرچم ایران سلام می دهد.

نگاه مولوی به مردمان

چهارشنبه, ۱۵ دی ۱۴۰۰، ۱۰:۲۴ ق.ظ

     در نشستی که دیروز 14 دی ماه 1400 در خانه گفتگو Club House برگزار شد، در کنار آقای دکتر اردشیر منصوری و دکتر حسن محدثی و دیگر گرامیان پیرامون شناخت مولوی از انسان و زن و مرد و مردمان گفتگو شد. 

حق عاقلی و حد عاشقی در مکتب مولوی

شنبه, ۴ دی ۱۴۰۰، ۱۱:۴۲ ق.ظ
    در مجله «نگاه آفتاب» تنها نشریه اختصاصی به مکتب مولوی در ایران، مقاله ای نوشته ام با نام «جان دلیر مولوی: حق عاقلی و حد عاشقی» در این جستار کوشیده ام که صورتبندی مولوی را از دو مقوله عقل و عشق دریابم و با دیگر نظرها و نظریه ها بسنجم. بخشی از این جستار بدین قرار است:

«شد خارها گلزارها از عشق رویت بارها»(مولوی)
کاری از مجموعه اردشیر رستمی در نگاه آفتاب شماره چهارم

وبینار روانشناسی معنویت

دوشنبه, ۱۵ آذر ۱۴۰۰، ۱۰:۰۷ ق.ظ

روز شنبه 13 آذر ماه 1400 به یاری انجمن روانشناسی دانشگاه آزاد نیشابور وبیناری برای گروه روانشناسی برگزار شد که در آن سخنرانی و پرسش و پاسخ به رویکردها، تاریخچه، دشواری های مطالعات روانشناختی، سنت های روانشناسی دین و معنویت و همچنین فضای حاکم بر این دامنه پرداختم. در آغاز گزیده ای از گفتارهای موجود از سیر تحول معنویت در مسیحیت تا زیست معنوی در زندگی صنعتی مورد بحث قرار گرفت

دین به جای جادو، ایدئولوژی به جای دین

جمعه, ۱۴ آبان ۱۴۰۰، ۱۱:۴۱ ب.ظ

1. از طبیعت که گذشتیم جادو نرم افزار و ناموس زیست آدمها در قبیله و آل و ایل شد. جادو راهی بود به امید، کاری بود برای بهتر شدن و بیشتر داشتن. جادوگران سرآمدان بودند و به آدمیان آن می دادند که از جانوران جدا باشند و بهتر زندگی کنند، دست کم امیدی بیشتر و خیالپردازی ای بیشتر. آنان با «تسلط بر نوعی قدرت از طریق وحدت با ذاتی نادیدنی یا ارواح» به دفع شر و جذب خیر می پرداختند. آنان بیشتر از پیشگویان آموزش می دیدند و از فرهمندی در اجتماع برخوردار بودند. برخی مستقر بودند و برخی سیار. (1) جادو راهی بود برای چیرگی بر کیهان و موجوداتش که آنی باشد که ما می خواهیم.

انگیزه های عطار در نگارش تذکرة الاولیاء

سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۴۰۰، ۱۲:۵۹ ق.ظ

سال 1395 مقاله ای نوشتم به یاد و خاطره فریدالدین عطار نیشابوری، پرسش اصلی آن این بود که انگیزه های عطار در نگارش تذکرة الاولیاء چه بود؟

می‌توانیم مجموع انگیزه‌های عطّار را در نگارش تذکرة الاولیاء یک جا ببینیم و به دسته‌بندی، تحلیل و نقد آنها بپردازیم:

دین مادری، همچون زبان مادری

دوشنبه, ۲۶ مهر ۱۴۰۰، ۱۱:۱۸ ب.ظ

    همان طور که فرگشت نشان داد انواع گیاهان و جانوران ریشه و پیوندهای مشترکی دارند ولی این محیط است که آنها را گونه گون و به رنگ ها و شکل های مختلف و با سادگی و پیچیدگی های کم یا زیادتر در آورده، همان طور که کشف ژن هم این پیوندها را بیشتر برایمان نشان داد و بسیاری از آنچه در نظریه فرگشت آمده بود را در اندازه های قانون علمی به واقعیت نزدیکترمان کرد، نوام چامسکی هم نشان داد که

1. به نظر می رسد از دوران های دور بین سامانه خدایان یا الاهیات با سامانه سیاسی نسبتی بوده است و فرمانروا و شاه زمین با فرمانروا و ملک آسمان و زمین نسبتی اگر چه خودخوانده داشته و نمود و نماینده ای برای اراده او بوده است. دو گانه قدرت و معرفت در علوم اجتماعی این را به ما نشان می دهد که قدرت پایه هایی در دانش دارد و از سویی دین، دانش و هنر و معرفتی را که براندازه قامت خود باشد را بر می تابد و از دیگر گفتارهایی که با خود تناسبی نبیند پرهیز می کند و گاه با آن می ستیزد.

2.  اندیشه توحید در دیرترین زمان در مصر توسط شاه مصر اخناتون (Amonhotep IV) در حدود 3300 سال  و اندی پیش خورشید (آتون) را خدایی یگانه خواند و این پیش از اندیشه توحیدی مطرح در دین یهود است.

    در سال 1384 در مجله زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد نیشابور مقاله ای نوشتم درباره بیان های گوناگون صوفیان درباره مقام ها و منازل سلوک. از آن جایی که این مقاله جایی در اینترنت منتشر نشده است نتیجه این تحقیق را که با بررسی بسیاری از متون عرفانی بدان رسیده ام در اینجا یاد می کنم. تقریرهایی که عرفا و متصوفه از مقام های سلوک داشته اند را می توان بر شش اساس استوار دید:

1. تقریرهای عام از مقامات
2. تقریر مقامات بر مبنای آیات قرآن کریم
3. تقریر مقامات بر اساس اطوار وجودی انسان

4. تقریر مقامات با توجه به اسماء الاهی

5. تقریر مقامات با ماهیتی حکمی و فلسفی

6. تقریر مقامات با ماهیتی ادبی و ذوقی

مهر مولانا: بزرگداشت شمس و مولانا

دوشنبه, ۵ مهر ۱۴۰۰، ۰۲:۴۵ ق.ظ

موسسه سروش مولانا یازدهمین بزرگداشت شمس و مولانا را برگزار می کند:

سروش مولانا

اشباح مستحق شفقت

دوشنبه, ۲۲ شهریور ۱۴۰۰، ۰۲:۵۶ ب.ظ


توهم دانایی داریم و توهم درستی!

نکته های ما برای خودمان خیلی مهم و ارزنده است و برای دیگران گاهی به اندازه صدای باد لای شاخه های درخت ارزش ندارد. خوبیهایمان در چشممان بسیار بزرگ است و در چشم دیگران عادی و معمولی به نظر می رسد؛ آن سوی دیگر، خطاهایمان در چشم ما ناچیز و کوچک اند و در چشم دیگران عظیم و چشم ناپوشیدنی. 

گفتمان چیست؟

دوشنبه, ۱۴ تیر ۱۴۰۰، ۰۹:۴۴ ب.ظ

   گاهی کسانی فکر می کنند «گفتمان Discourse» کلمه ای مد روز به جای گفتگو است، حال آنکه ترجمه استاد داریوش آشوری برای این واژه گفتمان بوده است و با گفتگو فاصله دارد و اینها را نباید به جای هم به کار برد. 18 سال پیش در مرکز گفتگوی تمدنها اولین بار از آقای دکتر محمدعلی آقازاده الستی درباره تحلیل گفتمان شنیدم و بعدها افتخار بهره بردن در کلاس های آقای دکتر محمدرضا تاجیک را که در ایران و انگلستان تحلیل گفتمان خوانده اند داشتم و منابعی دیگر هم در پرسش از چیستی گفتمان خواندم و شنیدم. تا امروز تعریف من از گفتمان این است:

دین چیست؟

پنجشنبه, ۱۰ تیر ۱۴۰۰، ۰۸:۱۴ ب.ظ
روزی نیست که گفتارها و گفتگوهایی درباره دین انجام نشود اما همچنان تعریف دین محل پرسش است. پس از سالها دانشجویی در راه دین تعریف من این است:

دو روایت: چاه تنهایی و درد بی کسی

يكشنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۰، ۰۲:۰۵ ب.ظ

آنچه امروز ما را واداشته که درباره تنهایی سخن بگوییم، تکثیرِ تجربه تنهایی است؛ دیگر در تجربه تنهایی تنها نیستیم و این به ما فرصت داده که درباره‌اش گفت‌و‌گو کنیم. این جستار در پی واگویی دو کلان‌‏روایت «سنتی» و «مدرن» از تنهایی در فرهنگ ماست و منظور از «ما»، انسان‌‌هایی هستند که در ایرانِ فرهنگی زندگی می‌‌کنند. یکی از دشواری‌‌های انسان امروز، «تنهایی» است و در فلسفه روش تحقیق در علوم انسانی می‌‌توانیم سه رویکرد یا سرمشقِ تفسیری، اثباتی و انتقادی را در نظر گرفته و به مطالعه و شناخت تنهایی بپردازیم.

 



نگاه آفتاب

 

دین و دوران

جمعه, ۲۷ فروردين ۱۴۰۰، ۱۲:۳۹ ب.ظ


    1. من بر این باورم هر رفتاری که در انسان می بینیم ناشی ازپاسخ به نیازی شکل گرفته و در آن هنگام ضرورت بوده است. ما قتل می کنیم حسد داریم دروغ می گوییم و اینها برای بقای ما سودبخش بوده اند. چرا برخی از جانوران جانداران دیگر را نمی کشند و برخی دیگر می کشند؟ زمانی که نیاز بوده و توانسته ایم آموخته ایم و آن کار را کرده ایم. ما فرزندان قاتلان و تبهکاران و حسودهای موفق پیشین هستیم؛ آنها که نکشتند کشته شدند؛ آنها که حسد نداشتند خورده شدند؛ آنان که دروغ نگفتند و فرصت را از رقیب ندزدیدند دزدیده و شکار شدند؛ ما نوادگان جنایتکارانی پیروزیم.

داوری کنیم یا نکنیم؟

دوشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۹، ۰۲:۲۰ ق.ظ

امشب به لطف پیشنهادهای چندباره دوست و هم کلاسی گرامی ام آقای رضا فاضلی، فیلم 12 مرد خشمگین را دیدم. این فیلم 63 سال پیش (1957) ساخته شد و من 20 سالی پیش در برنامه ای گزارشی برای معرفی آن دیده بودم و امشب این سعادت را داشتم که آن را سر صبر و دل سیر ببینم.

12 مرد خشمگین

یادم افتاد استاد فرزانه ام جناب محقق منوچهر صدوقی سها هنگامی که با دوستی به دفترشان رفته بودیم گفتگوهایی شد درباره برخی ماجراهای جنایی و به وِیژه آنها که گوشه ای هم به سیاست می زد. دم در که از هم جدا می شدیم رو کرد به ما و گفت:


هرگز در این پرونده ها و داستان ها داوری نکنید!

من بعد یادم افتاد که استاد، وکالت هم کرده اند و این فرمایش ایشان برآمده از تجارب حقوقی ایشان هم هست. همیشه این جمله ایشان در بزنگاه های مختلف یادم می آمد. دهه شصت خونبار و اندوهبار! قتل های زنجیره ای دهه هفتاد و زندانی های سیاسی و خیلی چیزهای دیگر که آدم را احساسی می کند ولی این جمله را به یاد می آوردم که در چیزی که اطلاع کامل ندارم ورود و داوری نداشته باشم و هر بار که هیجان و عاطفه پیشی داشت و چیزی گفتم یا نوشتم بعد در آن تردید کردم و دیدم که جمله استاد باید پیش رویم باشد.

از سوی دیگر، گفتاری را از محقق ارجمند دکتر محمدرضا نیکفر خواندم که «قضاوت کنیم!»: