یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

درباره دین و فرهنگ: برای آگاهی، برای بهی

یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

درباره دین و فرهنگ: برای آگاهی، برای بهی

سلام خوش آمدید

آشنا، خوشی، پسند یا دوست؟

يكشنبه, ۱۷ مهر ۱۴۰۱، ۰۱:۱۰ ب.ظ

آشنا؟ خوشی؟ پسند یا دوست؟ اینها پیشنهادهایی برای دقت بیشتر در دوستی است. مردمی که چیزی یا رفتاری برایشان مهم باشد برایش فکر می کنند، واژه می­ سازند و روز به روز آن را بهبود می بخشند و گرامی می­دارند. در سرزمین ما که در این سال­­های واپسین در میان کشورهای جهان در خشونت رتبه می ­آورَد، داشتن یک دوست خوب یک غنیمت است. دوستان خوب گاهی بیشتر از فامیل به ما کمک می کنند و در جامعه ای شبکه ای که پیامدی از کلان شهرنشینی و صنعتی شدن است دوستان جای خانواده و فامیل را پر می کنند و شبکه های دوستان، جایگزین شجره خاندان می شود.

در طول روز با افرادی رو به رو می شویم و راستش بیشتر آنها توجه خاصی را در ما برنمی انگیزند شاید آنها را اصلا نبینیم که نامی برایشان بخواهیم بگذاریم، شاید هم به آنها بگوییم «آشنا». از آنهایی که توجهمان را به خودشان جلب می کنند، معمولا درصد کمتری از آنها که رنجمان بدهد بسیار در ذهنمان رخنه می کنند و اگر ذهنمان را مدیریت نکنیم از آلودگی شان دچار خواهیم شد و درصدی اندک را هم می پسندیم. ممکن است سر حرف را با آنها باز کنیم کافی است چند تعریف از آنها کنیم و خوش و بشی برای آشنایی شروع شود و به آنها بگوییم که از چه چیز آنها خوشمان آمده است. بیان این علائق مشترک آغاز راه آشنایی و دوستی ما خواهد شد ولی تا دوستی راهی دراز در پیش است. من از این آیه قرآن بسیار خوشم می آید که از جانب خدا به موسی می گوید:
من تو را برای خود ساختم!

دوست را می سازند. سال های سال با او صحبت می کنند هزاران ساعت با هم وقت می گذرانند و اگر راه و سبک زندگی شان را توانستند با زندگی خود در کنار ببینند با او زندگی می کنند. به نظرم می رسد باید برای آغاز آشنایی و دوستی واژه ای داشته باشیم. ما ایرانی ها برای همسرگزینی چون بیشتر فکر کرده ایم واژه هایی ساخته ایم و به آدمها چسبانده ایم. وقتی کسی می آید تا پیشنهاد ازدواج به خانواده ای دهد به او گفته ایم خواستگار وقتی قبول می کنند تا مراحل آشنایی عمیق تر شود و ببینند تا مشکلی نباشد و پیش از عقد بهتر همدیگر را بشناسند به او می گوییم «نامزد» ولی این دقت ها و ملاحظه ها را برای مراحل دوستی نداشته ایم. شمار دوستی ها این روزها بیشتر از همسرگزینی ها است. هر کس معمولا یک همسر دارد و تعدادی بیشتر دوست اما این تامل ها را برای دوستی و مراحل آن نداشته ایم.

 

به نظرم بد نیست برای کسی که در آغاز از او خوشمان می آید بگوییم «خوشی» خوشی را می توان پیدا کرد ولی دوست پیدا کردنی نیست دوست ساختنی است پروردنی است و هماهنگ کردنی است پس در آغاز می توانیم بگوییم یک خوشی پیدا کردم و اگر به دنبال آن او را پسندیدیم و خواستیم با او «دوستی» را ادامه دهیم و عمیق تر زندگی کنیم به او بگوییم «پسند» به این معنا که او را پسندیده ایم و می خواهیم بیشتر با او باشیم تا پس از آن ساعتهای زیادی با هم بگذرانند و اعتماد و صمیمیت بالایی بین دو یا چند نفر شکل بگیرد آنها همدیگر را حمایت کنند و مایه شادی و خوشبختی هم شوند. پس به طور خلاصه ما خوشی را پیدا می کنیم و پسندمان می شود و دوست را می سازیم و می پروریم و نگهداری می کنیم  تا زندگی مان را بهتر کنیم. به عبارتی:

دوستی یا رابطه یک موجود زنده است و مانند یک گیاه نگهداری و پرورش می خواهد. عشق و آشتی را می توان آب داد و پرورد چنان‌که در تنور جنگ و نفرت می‌توان هیزم ریخت تا روشن بماند و به جای زندگی، مرگ زاید.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی