یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

1. به نظر می رسد از دوران های دور بین سامانه خدایان یا الاهیات با سامانه سیاسی نسبتی بوده است و فرمانروا و شاه زمین با فرمانروا و ملک آسمان و زمین نسبتی اگر چه خودخوانده داشته و نمود و نماینده ای برای اراده او بوده است. دو گانه قدرت و معرفت در علوم اجتماعی این را به ما نشان می دهد که قدرت پایه هایی در دانش دارد و از سویی دین، دانش و هنر و معرفتی را که براندازه قامت خود باشد را بر می تابد و از دیگر گفتارهایی که با خود تناسبی نبیند پرهیز می کند و گاه با آن می ستیزد.

2.  اندیشه توحید در دیرترین زمان در مصر توسط شاه مصر اخناتون (Amonhotep IV) در حدود 3300 سال  و اندی پیش خورشید (آتون) را خدایی یگانه خواند و این پیش از اندیشه توحیدی مطرح در دین یهود است. اخناتون در لغت به معنای کسی است که آتون از او راضی و خشنود است. به نظر می رسد که او در پی ایجاد اصلاح و بلکه انقلابی دینی و سیاسی در مصر بود تا آنجا که نام رسمی خود را که از پدرش گرفته بود به لقبی که یادآور اندیشه سیاسی نوی اوست تغییر داده و به نقد و بازنگری در وضعیت کاهنان معبد خدایان چندگانه پیش بر آمد و نام خدایان و مقدسات پیشین از کتیبه ها پاک کرد. این کارهای اخناتون از سوی جامعه زمان خود به ویژه کاهنان و مردم که علی القاعده تحت تأثیر هم آنان بوده اند پس زده شد و پس از مرگ وی باز به چندگانه پرستی روی آوردند. آتون، خدای یکتای مصر آن زمان خدایی آفریننده و زندگی بخش. هنگام غروبش جهانیان نیز می خوابند و غروب می کنند و با طلوع او برمی خیزند و جان می گیرند. صدها سال پس از این داستان، مهر یشت در اوستا کتاب ارجمند زرتشت، داستان مهر یا خورشید بی غروب را مطرح می کند که هم خورشید است و هم غیر خورشید و حامی راست کرداران است و دشمن دروج گرایان اما دیگر آفریدگار نیست و تنها با شاه یا رهبر سیاسی در پیوند نیست بلکه با همه راست کیشان در پیوند است.(1)


3. تاتیان مسیحی در سده دوم میلادی شاگرد یوستین شهید بود. او در آشور زاده شده بود و نوشته هایش گرایشی در رقابت با آموزه های لاتینی کلیسا شمرده می شد. او با مطالعه آموزه های شرقیانی که یونانیان آنان را بربر (بی تمدن) می خواندند نقطه قوت هایی در آنان دیده بود که نسبت به آموزه های یونانی ای که به مسیحیت راه یافته بود برتری داشت. او بر این باور بود که مسیح روزی با فرمانروایی بر کل جهان آن را از ظلم و ستم هزاران فرمانروای جنایتکار و زورگو نجات خواهد داد و به بردگی آدمها پایان داده و روزگار رهایی فراخواهد رسید. (2) 

4. پیش از آمدن اسلام آموزه های مسیحی در مناطق قبایل عرب شمال رواج داشت. «فاصله میان سده سوم میلادی که می توان آن را سده بحران نظام برده داری در سراسر حوزه دریای مدیترانه نامید و سده ششم میلادی که در واقع  سده مهاجمات پیروزمندانه اعراب بوده است در هر دو کشور آسیای مقدم (ایران و بیزانس) تحولات اجتماعی عمیقی روی داد. این دگرگونیها مقدمه ای برای انقلاب اسلامی به رهبری پیامبر (ص) بوده است.» (3) آموزه رهایی و عدل در دل گفتار و رفتار سیاسی پیام آور اسلام نشست. آِیا پروردگاران و مالکان پراکنده و متفرق بهترند یا خدایی یکتا و قهار. (4) این خدا آسمانی شده بود و پیامبر در کتابش مانند دیگر بشر شمرده می شد و اطاعت از او برای به ثمر رساندن همین اطاعت از زورمندانی زورگو بود که در هر گوشه ای پراکنده بودند. 

اگر چه ایده توحید، ایده ای پیشینی و موفق در از بین بردن ستمهای ریز و درشت پراکنده ای بود که در آن روزگار وجود داشت و با تعالی بخشی آن امکان ستم از قدرت متمرکز سیاسی را هم می گرفت و به عنوان یکی از ایده های رهایی بخش بشری می توان از آن یاد کرد در مقام تحقق و عمل باز این زورمندان و اغلب نظامی ها بودند که همچون دیگر نقاط جهان می خواستند بر مردم خدایی کنند و البته همین ایده توحید مانعی برای فریاد فرعونی و پروردگاری هایشان بود. بنا بر همین نظریه توحید می توان در شیوه اجرا و رهایی بخشی انسانها از بردگی، دموکراسی و مهار و کنترل قدرت را با مکانیسمهای آزموده اش روشی پسندیده برای تحقق آرمان عدالت خواهی و جامعه ای به سامان داشت نه آنکه با حذف و ارتفاع خرده شاهان و خدایان در مقام خدایگان و شاهان و والیانی در یک سلسله طولی در مناسبات قدرت و تعیین مناصب به نظام مشرکانه، ظالمانه، ناکارامد و بی منطقی برگشت که از اهداف توحیدی دور است.

پی نوشت:

1. حیدری، حسین و آقاجانی محمد، «بررسی تطبیقی دو سرود کهن مصری و ایرانی (آخناتون و مهر یشت اوستا)»، ادیان و عرفان (مقالات و بررسی ها)، پاییز و زمستان 1390.

2. ژیلسون، اتین، تاریخ فلسفه مسیحی در قرون وسطا، ترجمه رضا گندمی نصرآبادی، تهران، سمت، 1390، ص 18 و 19.

3. پیگولوسکایا، نیکیتا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران در سده های چهارم_ششم میلادی، ترجمه عنایت الله رضا، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1372، ص 631 و 632 (پایان سخن).

4. أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ(یوسف، ۳۹) این پرسش و استفهام از زبان یوسف خطاب به هم بندیانش در زندان فرمانروای وقت گزارش شده است. خود قرآن اندیشه توحید را ایده تأسیسی و نوآورانه نمی داند بلکه آن را اندیشه ای رهایی بخش از نیکان پیشین به ویژه ابراهیم یاد کرده است.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی