یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

پیوندهای روزانه
۰۵
فروردين


     یکی از مواردی که در بررسی ادیان دیده می شود این است که بر دینی سخت گیری می شود  و بر دینی گذرا تنها محاسن و خوبیهای آن را می بینند. 

برای مثال مسلمانان بر مسیحیان و دیگران مواردی را سخت می گیرند و همان موارد را در دین خود به آسانی توجیه می کنند. از جمله نمونه هایی که اکنون در اینترنت فراوان شده انکار و استهزای احکام دین اسلام است و از آن طرف یاد نمی کنند که مثلا در دین زرتشت چه وضعیتی بوده است؟

گویی که نقاط منفی شخصی را با مزایا و نقاط قوت شخصی دیگر مقایسه کنند. به همین منظور چند مورد از احکام دین زرتشت-درود خدا بر روان پاک او باد- را از اوستا کتاب ارجمند بازمانده از کهن روزگار می بینیم:

۰۴
دی

 آن قدر به معنا توجه کرده بودم که از بی حسی مردم؛ 

اکنون:

 آواهایی که نمی فهمم

 کارهایی که نمی دانم

 راههایی که نرفته ام

 و خنده هایی که بیهوده حبس شدند

 و گریه هایی که بایسته نکرده ام داروی من اند.

۱۰
آذر

شباهنگام چه آهنگ دگر دارد

رهی بی انتها و گام کوتاهی

وآدمی چون و چنان

آه  

این نیز زایشی نیکو، باردار حس و زیبایی

ولی کوتاه

باز، باز یا بسته بنماید

راه

 روشن  و یا تاریک 


می رود این راه

راه را رهروان سازند

 یا براندازند

وادی ای بیراهه ای یا بیابانی شود آنگاه


شادی ای باید؟

کودکی تنها کند شادی

کودکی ماند؟

ماند و میرد

چه سان میرد؟

چه سان ماند؟

این بزرگی، غول شادیخوار

راه می سازد

 راه غم، افسردگی 

شاهراه می سازد

از بزرگی من چه بیزارم

 کودکی را دوست می دارم

بی هدف گامی به چپ

 گامی به راست

مقصدی گمگون

گامها مقصد

لحظه ها معبد.

۳۰
مهر

تنها آنان که آماده مرگ باشند، دیرینه می زیند.


دست به کارهایی می زنند که از چهارچوبهای پیر و محدود و مردنی زمانه و زمینه شان بیرون اند؛ چنان کسان میرند و اندیشه و کارشان ماند.


چرا دیرتر زیستن فضیلت باشد؟

باشد که زیبایی ای یا نیکی ای به جهان بیشتر رسد.

۲۷
شهریور

بزرگترین دشمن مهربانی، نفرتی است که از خودمان داریم.

نخست خود را ببخشیم، خود را نوازش کنیم و خود را مراقبت کنیم.

۲۰
دی

* نقش یک انسان دانشگاهی در جامعه تنها خلق و تولید علم و فرهنگ نیست؛ بلکه وظیفه و انتظار دیگری که جامعه از انسان دانشگاهی دارد آن است که بتواند در توزیع و انتقال اثر، کالا و پیام های فرهنگی با کیفیتی فراتر از وضع موجود نیز اثربخش باشد.

۰۹
آبان

     یکی از خدماتی که در دوره به قول مردم آن دوران، قبله عالم، خلیفه شیعیان جهان، سلطان صاحب قران ناصر الدین و الایمان رخ داد این بود که عید عمر یا همان عمرکشان ممنوع شد و جنگ های قومی و قبیله ای میان صوفیان قدغن شد. عمرکشان که روز کشتن خلیفه دوم جناب عمر به دست یک خادم ایرانی است در دوره صفویه حمایت شده و رونقی درحد جشن های بزرگ ایرانیان یافته بود. به عبارت دیگر برانداختن اختلاف های مذهبی بی فایده و انجام از راهبردهای ناصرالدین شاه در سیاست های فرهنگی بود. محمد حسن خان اعتماد السطلنه دست راست و رفیق ناصرالدین شاه که پیش از شاه شهید درگذشت در این باره نوشته است:


۰۹
مهر

ایران سرزمین جشن های فراوان

سرزمین فرهنگی ما یعنی فلات ایران از سه کلان فرهنگ برخوردار است:

1.        فرهنگ بومی (ملی، محلی، ایرانی، قومی و  ...)

2.      فرهنگ دینی (ادیان ابتدایی و قدیم، زُروانی، میترایی، زرتشتی، اسلام سنی و بالاخره اسلام شیعی [امامی صفوی])

3.      فرهنگ مدرن (تجدد، امروزی، توسعه، توسعه و پیشزفت، غربی، جهانی)


۱۶
شهریور

    محمد بن محمد غزالی طوسی (د 505 ق) هم در احیاء علوم الدین و هم در کیمیای سعادت برای نمونه حکایتی را برای خلق خوش یا خوش خویی آورده است. این حکایت متعلق است به حضرت رضا علیه السلام. مادر ایشان از کنیزان آفریقایی و سیه چرده بود و به همین جهت رنگ رخ ایشان هم به تیرگی گراییده بود. چنانکه با طبقات موالی (بردگان) یا اقوام دیگر امکان اشتباه پیش می آمد. حکایت بدین قرار است:

  «على‏ بن‏ موسى‏ الرضا (ع) را رنگ سیاه بود، و بر در سراى وى اندر نیشابور گرمابه ‏اى بود که چون اندر گرمابه شدى، خالى بکردندى. یک روز گرمابه خالى بکردند و وى اندر گرمابه شد، و آن گرمابه ‏بان غافل ماند.

روستایى فرو گرمابه شد، وى را دید پنداشت هندویى است از خادمان گرمابه. گفت: «خیز، آب بیاور.» بیاورد. دیگر گفت: «خیز، گل بیاور.» بیاورد همچنین وى را کار همى ‏فرمود، و وى همى‏ کرد.

 چون گرمابه ‏بان باز آمد، و آواز روستایى شنید که با وى حدیث مى ‏کرد، ترسید و بگریخت. چون به درآمد، گفتند: «گرمابه ‏بان بگریخت از بیم این واقعه.» گفت: «بگو مگریز، که جرم آن را بوده است که تخم به نزدیک کنیزکى سیه بنهاد!» (کیمیاى سعادت، ج‏2، ص 25 و 26)

۲۵
مرداد

با سلام به همه دوستان عزیز


پایگاهی با نام «عرفان خراسان» با آدرس زیر برای گروه عرفان دانشگاه آزاد نیشابور ایجاد شد:


http://kmys.ir/

۱۷
مرداد

اولین بار که کسی به من گفت که کتابی را چند بار خوانده است، جوانی کتابخوان بود در کتابخانه شکوهمند حسینیه ارشاد؛ اسمش را هرگز نپرسیدم می گفت فلان کتاب نیچه را پانزده بار و آن یکی را ده بار خوانده است! دانشجوی ارشد رشته فلسفه بود از دانشگاه تهران و هر بار که من برای مطالعه می آمدم کتابخانه، او پشت میزی نشسته و ساعتها مشغول خواندن بود. می خواهم کتابی را به دوستان معرفی کنم که اگر چند بار خوانده شود سزاوار است. بعضی کتاب­ ها را نباید خواند چون برای خواندن نوشته نشده اند برای فهمیدن و فهماندن منتشر نشده اند؛ ولی برخی را باید چند بار خواند چرا که بارها و بارها اندیشه شده، با فهم و خرد دیگران سنجیده شده و پس از برش ها و تراش ها چون گوهری به درخشندگی رسیده و در جان روشنی می بخشند. معمول نیست در معرفی کتاب چنین با تحسین نوشت ولی گاهی هم بد نیست نامعمول بودن؛ شاید شاید!

۲۹
خرداد


1. انسان در جمع زاده می ­شود؛ کوچکترین جامعه دست­کم از نوزاد و مادرش تشکیل می ­شود و آنها در یک بستر و اجتماعی از انسانها زندگی می­ کنند. گروه­های کوچک انسانی موجود در یک اجتماع بیش از آنکه با هم تفاوت داشته باشند به هم شبیه ­اند و این رفتارها و گفتارها و پندارهای همگون و دستاوردهای آن همان چیزی است که می توانیم از آن با عنوان فرهنگ آن اجتماع از آن یاد کنیم، دست­کم بخشی مهم از فرهنگ اجتماع. اگر آنها شبیه به دیگران نباشند، پذیرش از طرف دیگران نخواهند داشت و این پذیرش همان عامل در خود بودگی و ناپویایی فرهنگ می ­شود. دگرباشی و دگر اندیشی هزینه خواهد داشت و این تن ­های نازک تاب تبرها و تیشه های دیگران ندارند. در این فضا فرهنگ ها به کندی تغییر می کنند و محافظه کارانه نسبت به تغییر واکنش نشان می دهند.

۲۸
خرداد

روز یکشنبه 11 خرداد 1393، هتل لاله­ در تهران میزبانی برای برگزاری همایش بین المللی «عرفان اسلامی: نظر و عمل» بود. گزارشی از برخی از سخنرانیهای این همایش که به نظرم دارای نکاتی سودمند است را به تدریج در این جا خواهید دید. نخستین بخش، سخنرانی استاد گرامی جناب آقای دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی است که بر بخش نظر و پشتوانه بودن آن برای درستی عمل تأکید داشتند و دیگر آنکه سرسپردگی و تسلیم انسان را به انسانی دیگر بی هیچ نظر و فکری را مورد انتقاد خود قرار می دادند.

دریافت فایل متنی دکتر دینانی در همایش عرفان اسلامی نظر و عمل 1393

۲۳
خرداد

     خدا رحمت کند مرحوم استاد دکتر احمد طاهری عراقی (اراکی؛ 1370-1322) را! بعضی آثار چنان جذبه و برخی متون چه سان متانتی دارند که آدمی را درمی کشند! حتا یک عکس هم از ایشان در اینترنت نیست. چقدر دنیا عوض شده و چقدر خوب خواهد بود که خوبان را فراموش نکنیم.

    مقاله بسیار ارزنده و کاربردی ای در مطالعات و پژوهش از ایشان برجای است به نام:

سرگذشتنامه های اسلامی: سیره، رجال، تراجم

۱۷
خرداد

 

عنوان

همایش تاریخ فرهنگی در مورد سمبل‌ها، نمود، مظاهر در تاریخ فرهنگ

۱۷
خرداد
عنوان همایش بین‌المللی ادبیات و فرهنگ جهان(هندوستان)
گروه ادبیات

۱۲
خرداد

این مطلب پیوسته به روز خواهد شد:      

 برخی از دوستان خواسته بودند تا بهترین منابعی که به زبان فارسی برای مطالعه درباره عرفان های نوپدید که بخشی از جنبش های نوپدید دینی (NRMs: new religious Movements) هستند را معرفی کنم.

در چند سال گذشته نوشته های فراوانی با انگیزه های متعدد که اکنون مجال بیان و بررسی آن نیست در قالبهای گوناگون منتشر شد؛ در اینجا خواهیم کوشید به جای معرفی همه ی منابع تنها بر نوآوری، کیفیت علمی و سلامت نوشته ها نظر داشته باشیم؛ بر این اساس منابع زیر برای مطالعه با دید علمی _ انتقادی مناسب به نظر می رسند:

۰۱
خرداد
مهم‌ترین پیامدهای فردی و اجتماعی گرایش به عرفان‌های نوظهور
روزنامه خراسان - مورخ سه‌شنبه 1393/02/30 شماره انتشار 18691 
نویسنده: جواد نوائیان رودسری culture@khorasannews.com

گسترش عرفان های نوظهور در کشور ما موضوع جدیدی نیست. این نخستین نکته ای است که دکتر محی الدین قنبری، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و پژوهشگر حوزه ادیان و عرفان، بر آن تاکید می کند. او معتقد است که برای مقابله با چنین جریان هایی باید آموزش عمومی عقلانیت و خردورزی را به ویژه برای کودکانمان، جدی بگیریم. از او خواستم در حاشیه برگزاری همایش ملی عرفان اسلامی به میزبانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گناباد، درباره عرفان های نوظهور گفت وگویی داشته باشیم و او دوستانه این پیشنهاد را پذیرفت. دکتر قنبری در این گفت وگو به عوامل جذابیت عرفان های نوظهور برای برخی افراد اشاره کرد و آسیب های مهمی را که در پی مجال یافتن این نوع عرفان ها در جامعه ایجاد می شود، برشمرد. به اعتقاد او دو مغالطه «مرجعیت فکری» و «کنه و وجه» از جدی ترین آسیب هایی است که فریب خوردگان این نوع عرفان ها را تهدید می کند.

روند گسترش عرفان های نوظهور در ایران چگونه آغاز شد؟

۰۷
فروردين
      «بازگشت به خویشتن» را نمی دانم که چیست چیزی که به نظرم مفیدتر است و منطقی تر، این است که هر از گاه «علیه خویش انقلاب کنیم». انقلاب یا زیر و زبرسازی هم لازم نیست که یکباره باشد همین انقلاب طبیعت زیباست و سازندگی اش و همه ی خوبیهایش نیکوست. کم کم ولی هدفمند از زمستانی که ساخته ایم بهاری برکشیم و از پیله ای که ساخته ایم به در آییم. تنها این انقلاب علیه خویشتن بازمی گردد و  تکرار می شود و البته هر بازگشت و انقلابی به کلی از آن پیشین متفاوت است. ایرانیان چه نیک بهار را گرامی داشتند! آنچه که می تواند زندگی را زیباتر و معنادارتر و شکوفا کند هر از چندی که به زمستان رسیدیم انقلاب است علیه خویشتن تا خجستگی بهاران و زیبایی و زایایی اش را داشته باشیم.

      بهارتان شاد و جان و دلتان از غم آزاد.
۱۶
اسفند

   در بررسی و شناخت هر پدیده ای به خصوص در علوم انسانی و مقولات در پیوند با آن می توان از دو نگرش عامیانه و عالمانه استفاده کرد. این دو نگرش چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند و این تفاوتها چه تأثیرهای اساسی می تواند در اهالی هر یک از آنها و ارتباط با افراد طرف مقابل داشته باشد؟ یادداشت حاضر در مقام بیان تفاوتهای کلیدی و تأثیرگذار نگرش عامیانه و عالمانه است:

   1. در نگرش عامیانه، فرد اموری را حس می کند، و چندان در مقام اثبات و درستی فرضیه خود نیست. نگرش علمی در پی «اثبات» درستی پاسخ به پرسش یا نظریه ای است که مطرح شده و راهی طولانی تر را طی می کند تا این امر انجام شود. این نکته ای است که گاه شنیده می شود ادبیات علمی گرانبار کردن همان دانسته های عامیانه مردم است. به عبارت دیگر آنچه که اثبات پذیر نباشد و اثبات نشده باشد علم تلقی نمی شود.

  2. در نگرش عامیانه یکی از مغالطات رایج منطقی، وجود مغالطه کُنه و وجه است. فرد عامی یا دیدن بخش و وجهی از هر قضیه و موضوع به توهم دریافتن واقعیت می افتد و به عبارتی دیگر نگرش عامیانه دچار «معرفت تک جمله ای است» به این معنا که در پی دیدن ابعاد و وجود و متغیرها و عوامل موثر در یک موضوع نیست و از آن بدتر اندک اندوخته خود را پاسخی تام در فراچنگ آوردن «واقعیت» یا بدتر از آن به تعبیر خودشان «حقیقت» تلقی می کند.شواهدی را از امری درمی یابد و به عنوان نمونه ای از واقعیت با آن مساوی می انگارد؛ مشتی از خروار می پندارد و البته این نوع نتیجه گیری از جزئی به کلی رسیدن گاه درست و گاهی دیگر می تواند نادرست باشد. حال آنکه در نگرش علمی فرد دانشی خود، آگاه و بیانگر این امر است که تنها وجهی از موضوع را مورد مطالعه و گزارش خود قرار می دهد. و مدیریت دانش و سازمانها و بانکهای علمی هستند که در نگرش های کل نگر و رویکردهای فراتحلیلی در افقی بالاتر موضوع را می نگرند. برای مثال پاسخ به این پرسش که علت عقب افتادگی کشورهای اسلامی چیست؟ حتا عالمان و روشنفکران ما دچار نوعی عوامی گری شده و با در نظر گرفتن تنها یکی دو عامل اینگونه پاسخ داده اند که امپریالیسم یا دشمن و امثال این تعابیر عامل آن بوده است و نگذاشته اند که ما پیشرفت کنیم. برخی هم از سویی دیگر تنها عامل این امر را تنها در دین و ادبیات و فهم و رفتار دینی مسلمانان دانسته اند و در مقام دین زدایی برآمده اند حال اینکه این دو عامل اگر در جای خود سهمی در این رخداد داشته باشند به هیچ وجه عامل و علت تام عقب افتادگی سرزمینهای اسلامی نیستند و بحث بر سر عوامل متعدد دیگری نیز هست.