یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

درباره دین و فرهنگ: برای آگاهی، برای بهی

یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

درباره دین و فرهنگ: برای آگاهی، برای بهی

سلام خوش آمدید

مسیحیان مارپرور: آزمونی الاهی برای ایمان

پنجشنبه, ۲۹ تیر ۱۴۰۲، ۰۲:۲۱ ب.ظ

بیش از 100 سال است که گروهی از مسیحیان در آمریکا به استناد آیه ای از انجیل سلوکی در پیش گرفته اند و نشانه عنایت پدر آسمانی را آزمون و کرامتی می دانند که می توانند مارهایی سمی را به دست بگیرند و از زهرشان به ویژه سم های نوشیدنی امان داشته باشند. در آیه هایی که در انجیل مرقس آمده است به برخاستن عیسای مسیح پس از یک هفته از گور پرداخته و بر انکار کننده ها و شک ورزان به بازگشت او طعنه می زند که چرا بازگشتش را باور نداشته اند و پس از مریم مجدلیه، یازده تن از مخاطبان خود را چنین توصیف می کند:


آن کس که ایمان آورد و تعمید یابد، نجات خواهد یافت: آن کس که ایمان نیاورد محکوم خواهد گشت. و این نشانه ها همراه کسانی خواهد بود که ایمان آورده اند:
  • به نام من دیوها را دفع خواهند کرد
  • به زبانهای تازه سخن خواهند گفت
  • مارها را خواهند گرفت و اگر زهری بنوشند، ایشان را گزندی نخواهد رسید
  • بر رنجوران دست خواهند نهاد و آنان شفا خواهند یافت. (انجیل مَرقُس، باب 16، 16_18)

پس از این یاران عیسا به تایید الاهی برای موعظه و پند در سراسر جهان پراکنده می شوند.


توانایی جادوگران و پیروزی موسا در رویارویی با آنان که در داستان های ابراهیمی یاد شده است زمینه ای پذیرفته شده از این کرامت را برای مخاطب آشنا نشان می دهد؛ با این همه اینکه شماری از انسان ها با تکیه بر همین آیات از انجیل کلیسایی خانوادگی در آمریکا بنیاد نهند مایه شگفتی است. تنها گزارشی که تا امروز از این گروه در دست است، مقاله ای از سه روانشناسی دین آمریکایی است که به دیده بنیادگرایی به این گروه نگریسته و با روانشناسی تاریخی و مصاحبه هایی پدیدارشناسانه محتوای گفتار و رفتار آنان را بررسی کرده اند. (1) اگر چه عنوان این گزارش «فرقه مارپرورها» آمده است، در گفتگویی که با یکی از کشیشان این گروه ها به نام اندرو همبلین  Andrew Hambiln که او نیز جان بر سر نیش مار گذاشت انجام شده مصاحبه کننده Abc News از او می پرسد که آیا شما فرقه هستید و او پاسخ می دهد که نه ما فرقه نیستیم ما مسیحی هستیم.» آنها این توانایی را از خواست و قدرت خدا می دانند و به آیاتی دیگر از کلام خدا در انجیل اشاره می کنند (انجیل لوقا، باب 19، آیه 19) و برای رسیدن به این مرحله از برگزیدگی دارند و بیش از 120 کلیسای محلی کوچک که بیشتر در ایالتهای تنسی، آلابامای شمالی، کنتاکی و جورجیا هستند دستورهایی را به علاقمندان خود می دهند و از آن میان دستورهای برگرفته شده از کتاب مقدس در کلیسای جولو jolo در ویرجینیای غربی بدین قرار است:


  • زنان مجاز نیستند لباس آستین کوتاه بپوشند و از جواهرات یا آرایش استفاده کنند (پطرس۳:۳ ، ۱ تیموتائوس، ۲:۹)
  • غیبت ممنوع (یعقوب، ۱:۲۹)
  • سخن چینی ممنوع (امثال، ۱۸:۸)
  • دروغ گویی ممنوع (کولسیها، ۳:۹، مکاشفه، 8:21)
  • بدگویی ممنوع (رومیها ۱:۳۰)
  • استفاده از زبان یا حرکات زشت ممنوع (کولسی ها، ۳:۸)
  • استفاده از تنباکو ممنوع (قرنتسیها ،۷:۱۱) (قرنتسیها ، ۳:۱۷)
  • مردان مجاز نیستند ،مو، سبیل یا ریش بلند داشته باشند (قرنتسیها، ۱۱:۱۴)
  • مردان مجاز نیستند لباسهای آستین کوتاه بپوشند. زنان مجاز نیستند موهای خود را کوتاه کنند (قرنتسی ها، ۱۱:۱۵)
  • پوشیدن لباسهای بالای زانو الزامی است (تیموتائوس، ۱:۱۹)
  • فقط برای اعضا!

(ویدئوی بازگشت به خانه در جولو، 1998). (2)

بنیانگذار این فرقه کشیشی به نام  George Went Hensley (1881_1955)  که در سال 1922 به علت اختلافهایی خانوادگی از منصب کلیسا عزل شده بود و جمعیت این گروهها در همان سال رونق یافته و چیزی در حدود 23 هزار نفر گمانه زنی می شد. (3، 357)



خطر مارگزیدگی برای پیروان این گروه ها وجود دارد و تا 30 سال پیش دست کم 80 نفر در اثر همین رفتار جان خود را از دست داده اند.  (هود و کیم برا، 1995 نقل شده در فرقه مارپرور، ص 358) و برخی از جمله کشیشان اصلی دچار نقض عضو شده و از میان 16 نفر مصاحبه شونده 11 نفر تجربه مارگزیدگی را داشته اند. (4، 238)

نتیجه گیری سه تن از روانشناسان دین در گزارش و تحلیل این گروه ها عبارت است از:


در این فصل با استفاده از مدل درون متنی خود، نشان دادیم که باورهای مربوط به مارپروری به هم پیوسته اند و از طریق دیالوگ با متن مقدس به شکل بنیادهایی ظهور میکنند که جهان بینی این سنت را گسترش داده و معنای آن را فراهم میسازند در سطح فردی، اختلافاتی جزئی بر سر این باورها وجود دارند اما مطالعه ویلیامسون (۲۰۰۰) نشان داده است که اگر نه همه مارپروران دست کم ۱۶ نفر از آنها، چهار باور محوری واقعیت های عینی این سنت را پذیرفته اند. این ۱۶ مارپرور، برای معنابخشیدن به تجربه خود با متن درگیر شده اند، برای یافتن الهام و معنای آن تلاش کرده اند و به تفسیر و استنباط حقایقی پرداخته اند که از نظر آنها واقعیتهای عینی مورد حمایت این سنت هستند. فرقه های مارپروری افزون بر اینکه در جهان بینی خود به بنیادی ترین اصول قطعی مشترک در بین همه بنیادگرایان پروتستان باور دارند، به این نیز ایمان دارند که باورمندان مطیع، باید به دستور کتاب

مقدس برای لمس مارهای زهرآگین نیز عمل کنند؛ آنها به وجود قدرت فوق طبیعی ای ایمان دارند که مارپروری را ممکن می سازد؛ آنها به خطر ذاتى لمس مارهای سمی اطمینان دارند و خود این خطر، ارتباط با قدرت فوق طبیعی را بایسته میسازد؛ آنها همچنین باور دارند که آنچه انجام میدهند در نظر خداوند و دیگران مؤید نیکبختی آنها به عنوان باورمندان راستین مسیح است چنین واقعیت های عینی ای بنیادهای مار پروری تثبیت شدهاند و به باورمندان کمک میکنند تا به تجربه های خود ساختار بخشیده و معنای دنیای خود را تفسیر کرده و توضیح دهند. همان طور که در فصلهای پیشین بحث کردیم، دین میتواند به عنوان کانونی راهنما برای بر ساخت یک جهان بینی روان شناختی در باب معنا و هدف عمل کند دین اعضای فرقه های مارپرور، روشی را برای فهم این باورمندان راستین فراهم ساخته که بر اساس دستور مسیح به تسلیم و اطاعت کامل از دیگران متمایزند؛ دستوری که به شیوه ای درون متنی استنباط شده است. از نظر آنها پیروی از این دستور، هم دین آنها و هم دنیایشان است در یک طرف باورمندان قرار دارند و در طرف دیگر بیایمانها از نظر آنها عنوان وسطی میان این دو گروه وجود ندارد واقعیت این جهان دو بخشی برای آنهایی که باب ۱۶ مرقس را به شیوه تحت اللفظی تعبیر کرده و حقایق بنیادی مارپروری را می پذیرند امری مسلم و واقعی است؛ چنان واقعی که این باورمندان راستین، نه تنها برای زندگی بر اساس آن که برای مردن به خاطر آن نیز مشتاقند.» (ص 248 و 249)


   اگر بخواهیم متن های دینی را همچون واقعیت هایی عینی بپذیریم و بر همان اساس هم گروه و فرقه ای راه بیندازیم کار همچون همین گروه مارگیر مسیحی می شود و چه بسا با عمری در این راه صرف کردن همچون جِِمی کوتز Jamie Coots of Middlesbor که پدر و پدربزرگش هم در همین گروه بودند جان بر سر نیش ماری بگذاریم. این در حالی است که او پیشتر نیمی از انگشت میانی دست راست خود را در پی نیش ماری از دست داده بود. جلب توجه و احساس برگزیدگی و خودشیفتگی که عنایت الاهی با ماست در چنین افرادی راهی برای تغییر می گذارد.



نگاه نمادین به پدیده هایی که در این متن هاست به مراتب خردمندانه تر است. اینکه در کتاب مقدس و فرهنگ ادیان ابراهیمی مار را نماد حیله گری دانسته اند که اگر چه هشیار است بر خاک جای دارد از نشانه های باورمندان آن است که مار و مکر و شر و نیروهای بد را در کنترل می گیرند و بدی بر آنها زیانی نمی رساند نه اینکه بخواهند اینگونه خود را در معرض مرگ قرار دهند. اگر به شهرستان ابهر در زنجان رفته باشید خانقاهی که مزار پیری است در میان میدانی از آن شهر به نام پیر زهرنوش وجود دارد. من در سفری که به آنجا داشتم از میان مردم آن شهر پرس و جو کردم تا ببینم چه نگاهی به این تعبیر «زهرنوش» دارند. دختری جوان که در فروشگاهی کار می کرد گفت هیچ زهر و سمی به او اثری نداشته و مردی مسن گفت که بلا از طرف خدا بر او بسیار می آمده و آموزگاری دانا هم گفت که برایش سختی های روزگار آسان بوده است. عرفای مسلمان نیز مار را به نفس (شهوت و حب مال)، دنیا و اهل آن، ابلیس، سخن های گزنده ناشی از خشم تأویل کرده و برداشتی نمادین از آن داشتند.


منبع:

- 1 تا 4: رالف دبلیو هود جی آر و دیگران، روانشناسی بنیادگرایی دینی، «فرقه مارپرور»، ترجمه سجاد علی زاده و دیگران، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، 1396.

- عهد جدید، ترجمه پیروز سیار، نشر نی.


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی