یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

ذهن های ساده و ذهن های پیچیده

جمعه, ۳ دی ۱۴۰۰، ۰۹:۳۹ ب.ظ

روانشناسی دین و معنویت این را به ما آموخته است که ذهن های ساده، توان پرسشگری و امکان پردازش بیشتر را ندارند آنان مستعد بنیادگرایی (1) و سربازانِ بالقوه بردگی اند. آنان جامعه ای برده خو را تشکیل می دهند و جامعه برده خو از اخلاق و سلامتی به غایت دور است. در سر همه ما اندام مغز و بافت و ساخت مشابه آن وجود دارد اما شیوه به کار بستن آن بسیار متفاوت است. از کودکی چه در پیش روی خود داشتیم؟ چندان چیزی یادمان نمی آید که در دو تا پنج سالگی چه بر ما گذشت. آیا پدر و مادر یا پیرامونیان ما آگاهی نسبی پذیرفتنی ای درباره رشد و سلامت ما داشتند؟ آیا به ما امکان می دادند انتخاب کنیم و خودمختار و خودگردان شویم یا دستور می دادند که بشنو و باش، آن چنان باش که ما هستیم و جز این نباش و جز این مباد و دیگر هیچ! 

ذهن های پیچیده با محرک های گوناگون رو به رویند.  آنها با پتیارگیِ خِرد به چون و چرایی در هر دستوری می پردازند و آسان گوش به فرمان و حلقه به گوش 
نمی شوند. آنان رنج دانستن و شومی بوف ویرانه نشین را به لذت خواستن و فربهی مرغ خانگی که آن هم باز قربانی سفره بزرگان خواهد شد ترجیح می دهند. آنان در معرض مقایسه اند حتا در فروشگاهها برای یک خرید ساده. جامعه روز به روز پیچیده تر می شود، چون ذهن شهروندانش پیچیده تر می شود چرا که در رقابت فزاینده بین نهادها و افراد آن، مخاطبان هم با کالاهایی متنوع از دسر خوراک و شیوه پوشاک و گوناگونی پیام در فرهنگ و دین و کالاهای آن رو به رویند. ما در بازار پیام قرار گرفته ایم و زیستن در بازار شهر صنعتی اقتضاء می کند که ما پیچیده تر شویم. ذهن هایی که از کودکی پیچیده کار می کنند در بلوغ و پختگی به دستور نمی زیند به دستور نمی پذیرند به دستور چیزی دیگر نمی شوند. ذهن انسان بادکنکی نیست که باد شود و بعد خالی شود، رشد می کند و پیش می رود و به فرمان آن هم فرمانی ویران اگر چه بایستد فرمانبر و برده نمی شود. آنچه که ذهن را پیچیده می کند آنچه که انسان امروز را خودمختار می کند آنچه که انسان امروز را خودفرمان و خودگردان می کند پیچیدگی ذهن او است. اکنون پرسش آن است که چگونه می توان ذهن انسان های یک جامعه را پیچیده تر کرد؟ 

پاسخی بسنده و کامل به پرسش بالا دادن نیاز به مطالعه و پژوهش های بیشتری دارد. نسل های نو خود به خود باهوش تر و پیچیده تر از آن اند که انتظارش می رود. خوان انریکز دانشمند معاصر می گوید آنان که پس از سال 2000 به دنیا آمده اند هر سال یک درصد بهره هوشی شان بیشتر شده است و دانشمندان در پی کشف علت این پدیده هستند و این احتمال را می دهند که با سی امین جهش زنتیکی انسان رو به رو شویم و فرزندانی داشته باشیم که رفتار ذهنی آنها دگرگون خواهد شد. آنچه به عنوان راهبردی فرهنگی و شناختی می باید در نظر ما باشد آن است که در پرورش کودکان باید از این سه تفکر بهره برد:

_ تفکر خلاق:
 تفکر خلاق و استفاده از درهم آمیزی و بازی های پیچیده از کودکی ذهن کودکان را پیچیده تر می کند.


🍀ما دیدگاه های دیگررا می بینیم
🍀ما پیوندهایی می سازیم
🍀ما خلاقانه درحال یافتن راههایی دیگر برای بیان ایده های خود هستیم. 



_ تفکر مراقبتی:
تفکر مراقبتی کمک می کند که در حین آموزش با کودک به زور و خشونت برخورد نشود و ترس و بن بست راه ذهن او را به دگراندیشی و دگرخواهی و دگرجویی نبندد. از سویی دیگر به کودک می آموزد که دیگری را هم چنانکه هست بپذیرد و دست از همسان سازیِ دیگری* بردارد و بگذارد که او خود باشد تا او نیز بگذارد که خودش هم آنی باشد که خود می خواهد.

🍀ما حواسمان به هدف است 
🍀ما مراقب گروه جستجوگرمان هستیم
🍀ما بادقت ودلسوزی به یکدیگر گوش می کنیم

_تفکر انتقادی:
پرسشگری، چراگویی، مقایسه و سنجش، شناخت وضعیت موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب کمک می کند که ذهن پیچیده تر شده و راه برای ایده هایی نو باز شود. 

🍀ما باورهای خودرا می آزماییم وبه چالش می کشیم
🍀ما برای خوب استدلال کردن ارزش قایلیم 
🍀ما برای شفاف بودن ودقیق بودن تلاش می کنیم.

جامعه ما راهی دراز در پیش دارد ولی اصلی ترین سرمایه گذاری که باید انجام دهیم آموزش به کودکان است و یکی از راهبردهای آن برای بهبود جامعه، داشتن انسان هایی است که پیچیده تر اند تا اسیر بنیادگرایی نشود و راه را برای بهبودی باز کنند.

_ تفکر همکارانه:
این شیوه اندیشه هم به انسان می آموزد که انسان پدیده ای فرد محور نیست. او را به هم افزایی و همکاری و دگر دوستی وا می دارد.

🍀ما فعالانه همکاری می کنیم 
🍀ما همدیگر را حمایت می کنیم 
🍀ما برای ایده های مردم ارزش قایلیم. 


****

1. اسپیلکا و همکاران، روانشناسی دین، ترجمه محمد دهقانی، تهران، انتشارات رشد، 1390، ص 184 به نقل از هونسبرگر و الیسات (1996).

نظرات  (۱)

تحسین برانگیز و تفکر برانگیز و حاوی یادگیری ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی