یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

پیوندهای روزانه

سه کتاب ارزشمند برای ایران

چهارشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۹، ۰۵:۰۷ ب.ظ

    برای ایران بسیار گفته اند و باز هم انگار کم است! به نظر من یکی از آخرین تصورهایی که یک ایرانی می تواند از جهان پیدا کند تصور او از ایران است و این به خاطر دشواری درک مسائل انسانی، اجتماعی و فرهنگی است. در میان مطالعه هایی که درباره ایران داشته ام سه کتاب برایم بسیار روشنگر بود و آنها را برای آینده خودم در این سرزمین سودبخش دیدم. این سه کتاب را اینجا پیش روی شما می گذارم و امید دارم روزی بتوانید به گفتارشان دسترسی پیدا کنید:
1. ایرانیان و اندیشه تجدد (نشر فرزان روز) از استاد ارجمند دکتر جمشید_بهنام:





"ایران در خواب زمستانی فرو رفته است. حتی کشور گشایی های زودگذر نادر نیز نتوانسته است غرور و بزرگی گذشته را بازگرداند. شهرها از رونق افتاده اند و روستاییان فقیر و درمانده اند. نه تنها در زمینه اقتصاد بلکه در زمینه تفکر هم از دوران صفویه به این سوی خبر تازه ای نیست و سنتز بزرگ تفکر اسلامی یعنی تجدید حیات مکتب اصفهان هم به پایان رسیده است. به قول داریوش شایگان « ما کار خود را به انجام رسانده بودیم و زمان فراغتمان در تاریخ فرا رسیده بود ». اما ناگهان تکانی سخت پدید آمد. جنگ های ایران و روس، عهدنامه گلستان و ترکمانچای. نتیجه این رویدادها خود آگاهی گروهی از زمامداران و تحصیلکردگان است ... »

کتاب یاد شده در دو بخش کلی به تاریخ تجدد و اندیشه تجدد در ایران پرداخته است و روایتی منسجم، مختصر و پخته از این مهم به دست داده است. 

2. اخلاق در حوزه عمومی(نشر ثالث) اثر استاد ارجمند دکتر علی میرسپاسی:

علی میرسپاسی استاد جامعه شناسی دانشگاه نیویورک است. او در این کتاب دوگانه بینادگرایی معرفتی را در برابر دموکارسی معرفتی پیش روی ما می نهد و اولی ر ویرانگر و دومی را به عنوان پروژه ای امیدبخش یاد می کند. اگر از من بپرسند که در قرنی که گذشت 10 کتاب ارزنده که در میان ایرانیان منتشر شده چیست بدون تردید این کتاب را در میان آنها یاد خواهم کرد. اگر چه این کتاب در زمان انتشار در بین اهل مطالعه جای خود را باز کرد اما موضوع آن همچنان مهمترین مسائل ایران را به لحاظ اندیشه و اتخاذ راهبرد مناسب برای رهبری اجتماعی و سیاسی در خود دارد. یک بار به یکی از دوستانم می گفتم کاش استادان ما در دانشکده های الاهیات و فلسفه یک بار این کتاب را می خواندند یا اگر نمی خواندند به ما می گفتند بخوانیمش تا زمان از دست نرود و فرصت ها نسوزد!


به بخش هایی کوتاه از این کتاب ارزشمند توجه بفرمایید:
- منظور از اخلاق در این بحث، آن پدیده و کیفیت اجتماعی و نهادی است و نباید آن را با آنچه به «اخلاقیات» معروف است اشتباه گرفت. در جوامع دموکراتیک، اخلاق در دو حوزه متمایز از یکدیگر، تعاریف و کارکردهای متفاوت دارند. اخلاق در حوزه خصوصی یا اخلاقیات و اخلاق در حوزه عمومی. (ص 10)

موضوع بحث این کتاب، که آن را «اخلاق در حوزه عمومی» تعریف کرده اند، بیش از این که درباره باورهای اعتقادی افراد جامعه و رفتارها و کردارهای آنها و معیارهای ارزشی و فرهنگی مرتبط با این رفتارها باشد، بیشتر درباره سلامت یا بحران نهادهای اجتماعی و سیاسی است.(ص 11)

- پیش فرض مهم فلسفه، پروژه افلاطونی است. از آن جایی که پروژه افلاطون پروژه ای اتوپیایی است، اهداف او که آزادی بشر و جامعه اش بود، در قالب زبان و تفکر و استدلال های اتوپیایی، بیان شدند. ... پروژه افلاطونی در حقیقت همان پروژه متافیزیکی است. در اینجا من متافیزیک را بنیادگرایی یا فلسفه می نامم. 

... مبنای پروژه جامعه دموکراتیک و جامعه شناختی، نقد معرفت شناسی و روش شناسی بنیادگرایی و دیدگاه اتوپیایی است، به این شکل که هر آنچه وجود دارد، اتفاقی و ارتباطی و و جزو ساختار اجتماعی و قابل تغییر است. این امر شامل دین هم می شود. (ص 59-61)

- جامعه شناسی، پروژه ای این جهانی است، زیرا ضد بنیادگرایانه است. همچنین دموکراسی پروژه ای جامعه شناسانه است، زیرا ضد اتوپیایی است. این پروژه از زاویه ضد اتوپیایی بودن این جهانی است، نه از زاویه رویارویی اش با دین؛ هر چند پروژه دین هم پروژه اتوپیاگرایانه است.

با وجود این نگرش دینی نسبت به اتوپیا دوگانه است:
از یک سو دین در یک جامعه متعالی پدیده «آن جهانی» معرفی می شود ولی از سوی دیگر بسیاری از متفکران دینی عملاً خواهان تحقق آن در «این جهان»اند. (ص 58)

- در ایران، بسیاری از دانشجویان جامعه شناسی به جای این رشته ادبیات و فلسفه می خوانند! در صورتی که در دنیا کسانی که ادبیات می خوانند، غالباً تحت تأثیر تحلیل اجتماعی متون هستند.
...
روشنفکران ایران بر تحولات تاریخی قرن هفدهم و به خصوص قرن هجدهم تأکید می کنند که در آن دوران مرکز تحولات «دین» بود. ولی به نظر من در دوره کنونی مسئله اصلی و به خصوص در قرن بیستم، استبداد سکولار است. (ص 57 و 58)


3. پیدایش ناسیونالیسم ایرانی: نژاد و سیاست بی جاسازی(نشر مرکز) اثر رضا ضیاء ابراهیمی:

این کتاب آکادمیک نقدی بر مبانی اندیشه ملی گرایی ایرانیان در واپسین دوره از حیاتشان است. اندیشه هایی که گویی ایران اصلا در خاوریانه نیست بلکه نسبت خود را با قلب اروپا و آلمان ها جستجو می کند و بحثهای بی اساس نژادی و سیاستهایی  استبدادی مبتنی بر آن را در پیش می گیرد!  رضا ضیاء ابراهیمی، دانش آموخته دانشگاه آکسفورد و استاد تاریخ خاورمیانه دانشگاه سلطنتی لندن (King's College London) است. ضمن آنکه ایشان در گفتگویی شنیدنی در برنامه پرگار در بی بی سی با جنابان استادان شاهرخ وفاداری(باستان شناس و پژوهشگر ایران باستان) و مازیار اشرفیان بناب (متخصص ژنتیک: در باب بی اعتباری بحث نژادی) دو تکه کوتاه از فرجامین سخن ایشان را با هم می بینیم:

- ناسیونالیسم بی جاساز در رساله های بنیادین آخوندزاده و کرمانی پا گرفت و در دوره رضا شاه ایدئولوژی رسمی دولت پهلوی با پیامدهایی برای سیاست های داخلی کشور شد. اما اگر چه به اجرا درآمد، برنامه اصلاحاتی با اهداف سیاسی و اجتماعیِِ عملی نبود. ناسیونالیسم بی جا ساز یک گریزگاه التقاطی از واقعیت های تجربی ایران است، یک ساخته تخیلی برای تسکین دردی که دو قرن پیش در پی کشف این که اروپاییان از ما پیشرفته تر اند به جان ایرانیان افتاد. (ص 313)


- من این امید را دارم که روزی ناسیونالیسم بی جاساز در ایران جای خود را به شکلی از ناسیونالیسم مدنی بر پایه پیروی داوطلبانه از مجموعه قوانین و نهادهایی بدهد که همه ایرانیان، فارغ از نسبت های مذهبی و تاریخی یا تعلقشان به قوم و نژاد خودخوانده ای، یا حتی به اقلیت های زبانی، آن را عادلانه بدانند. (ص 321)

جالب است که هر سه نویسنده گرامی از وطن دور اند اما به راستی در ایران زندگی می کنند. به امید زندگی بهتر همه ایرانیان این سه کتاب را دریابید و به دیگران برسانید.
سپاسگزارم.

نظرات  (۲)

علوم جدید و تکنولوژی، مختص سبک زندگی ماده گرایی غرب بر محور تفکر اومانیستی است که محرّک آن نظام سلطه و سرمایه می باشد و مسلمانان نباید نظام آموزشی خود را بر اساس این علوم قرار دهند.

تمدن بدلی bornos.blog.ir

پاسخ:
دانش از هر کسی که باشد شنیدنی و خواستنی است. چه شرقی و چه غربی چه مسلمان چه مسیحی چه مومن و چه کافر! جالب آن است که دید پیامبر اسلام نسبت به شما در این باره بازتر بود که می گفت دانش را بیاموزید اگر چه در چین باشد(آن زمان چین ابرقدرت جهان و مهد دانش بود.) این رویه که شما در پیش گرفته اید یک دید بسته ای در پی خواهد آورد که فقر و محدودیت می آورد. بعد هم چون دستتان خالی است ناگزیر متوسل به زور و نابرابری در قبال غیرخودی ها می شوید و این خشونت و ستمکاری در پی دارد. حال آنکه دینی که عادلانه نیست الاهی نیست و رفتارهای بنیادگرایانه و تندروی خلاف رحمانیت و سیره نبوی است.

بسیار عالی ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی