یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

پیوندهای روزانه

تعریفی برای تصوف

يكشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۱۹ ق.ظ


ما درباره چه چیزی سخن می گوییم؟


آنچه درباره اش سخن می گوییم امری عینی و واقعیت داشته در بیرون از ذهن ما است یا امری ذهنی و برساخته احساس و باورهای ما؟


تصوف امری عینی است یا ذهنی؟


به نظر می رسد که تصوف نسبت به عرفان از عینیت بیشتری برخوردار است. از واژه آن که شروع کنید که اغلب به پشمینه پوشی بر می گردانندش بگیرید تا سلسله ها و پیامدهایشان در جغرافیای زیستی ما.


خب وقتی در مورد امری عینی سخن می گوییم یادآوری زمان و مکانش آغازی روشن برای آن است.


تا آغاز قرن پنجم در خراسان می بینیم که خرگوشی در تهذیب الاسرار می نویسد در بغداد (غرب جهان اسلام) تصوف داریم ولی در خراسان ملامتی گری. در خراسان همین ملامتی گری می رسد به آنجا که نخستین تذکره عرفانی به زبان عربی از این شخصیتها با نام عقلاء المجانین (دیوانه نمایان یا خردمندان دیوانه) بعد هم همین دیوانه نمایی را در عطار می بینیم و پسینیان.


به همین جهت است که تصوف در بغداد(غرب) با ملامتی گری و عرفان در خراسان (شرق) متمایز اند. صوفیان با وجود تکیه بر آموزه های اسلامی به مسیحی گری نزدیک می شوند و بعد در آناتولی و صفویه هم اثرگذارند. بر این اساس تصوف را می توان سبک زندگی شماری از مسلمانان در رویکرد به باطن متأثر از آموزه های مسیحیت در همان متن اسلامی دانست. تصوف در قرن پنجم به خراسان راه پیدا می کند.


عرفان خراسان در همان متن اسلامی متاثر است از آموزه های پارسی و هندی(اغلب بودایی).

تصوف

نظرات  (۱)

سلام
خدا قوت و سپاس فراوان

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی