یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

پیوندهای روزانه

     یکی از خدماتی که در دوره به قول مردم آن دوران، قبله عالم، خلیفه شیعیان جهان، سلطان صاحب قران ناصر الدین و الایمان رخ داد این بود که عید عمر یا همان عمرکشان ممنوع شد و جنگ های قومی و قبیله ای میان صوفیان قدغن شد. عمرکشان که روز کشتن خلیفه دوم جناب عمر به دست یک خادم ایرانی است در دوره صفویه حمایت شده و رونقی درحد جشن های بزرگ ایرانیان یافته بود. به عبارت دیگر برانداختن اختلاف های مذهبی بی فایده و انجام از راهبردهای ناصرالدین شاه در سیاست های فرهنگی بود. محمد حسن خان اعتماد السطلنه دست راست و رفیق ناصرالدین شاه که پیش از شاه شهید درگذشت در این باره نوشته است:


   

  - «نسخ آیین حیدری و نعمتی:

ازدوران گورکانیان ما بین مریدان شاه نعمت الله کهبنانی و مریدان کبیر سید حیدر تونی کار به مخاصمه میگذشت و این مرض از مریدان مصطلح و پیروان طریقت ایشان متدرجاً به جمیع طبقات رعایای ایران حتا مردم عامه ی بارای که با هیچ طریقت سر و کاری ندارند نیز سرایت کرده در نفوس متمکن و در قلوب مرکوز گردیده بود و هر ساله در اوقات اجتماع و ازدحام علی الخصوص روز عاشورا، در کافه ی شهرها و قصبات تمام ممالک محروسه میان اهالی محلات حیدری و مردم محلات نعمتی جنگ های بزرگی می افتاد و از طرفین کشتارهای سخت به ظهور می رسید؛ همانا سلاطین صفویه بر اقتضای پلیتیک این آتش ها را دامن ها زدند و عموم مردم ایران را از این رهگذر بر دو قسمت متضاد ساخته با یکدیگر خون خواه و کینه جو کردند.

    یکی از سیاحان فرنگ که در عهد سلطنت سلاله ی مذکور به اصفهان آمده است از دشمنی ها و مقابله و مجادله ی حیدری و نعمتی شرحی شگفت نوشته و بنده ی نگارنده، ترجمه ی آن را در لغت اصفهان از مرآت البلدان مندرج ساخته است. باری این شاهنشاه گیتی پناه در ضمن این چهل سال شمسی سلطنت جاودانه به تدریج تدبیرهای حکیمانه برانگیخت تا این وضع وحشی گری و خونریزی را از میان مردم طبقات مردم ایران برانداخت.

    اینک از سال ها است که تمام محلات قدیم حیدری و محلات نعمتی با یکدیگر برادرانه درمی آمیزد و در عاشوراها و سایر ایام اجتماع و ازدحام به قدر محجمه ای خون نمی ریزد.» (صص 170 و 171)

- «منع اکید و نهی شدید از سب خلفاء راشدین و مؤسسین شریعت و دین

    همانا از عهد سلاطین  صفویه انار الله براهینهم، جهال ایران حسب العاده در نگارش و زبان چون به خلیفه های سه گانه می رسیدند راه بی ادبی می سپردند و نام بزرگان به زشتی می بردند و در مواقع وفیات ایشان جشن های عظیم می ساختند و در جمیع نقاط مسکونه ی این مملکت از امصار جامعه الی کلاته های محقر هیچ عیدی در اهمیت به عمرکشان نمی رسید و این معنی منشاء خصمتی فاش و معتاداتی فاحش با اهل سنت و جماعت گردیده جامعه ی اسلامیه را یکباره بر هم زده بود؛ هر ساله در موسم حج و اوقات زیارت بقاع بقیع و حایر شریف و ارض غری زادها الله کرامة بر حاضرین حجاز و یثرب و عراق از مردم ایران هر گونه توهین وارد می آمد و هکذا تجارت مملکت عجم و مسافان آن پیوسته مهالک و مخاطرات بودند.

    علاوه آنکه این اعمال شنیعه ی عوام خود به حکم حضرت جعفر بن محمد علیه الصلوة و السلام مخالف شریعه ی مقدسه ی انام است چه صادق آل محمد سلام الله علیه اصحاب و شیعه ی خود را توصیه می فرمودند که با اهل سنت و جماعت خوش در آمیزید، از ایشان مرضی را عیادت کنید و جنائز را تشییع نمایید تا بگویند رحم الله جعفر بن محمد پیروان خود را نیکو پرورده است.

    سید المحدثین نعمة الله جزائری می نویسد که در عهد شاه طهماسب اول چون محقق ثانی در قزوین بر می نشست جوانان در رکابش همی شرط تبری می گذاردند و بر خلفاء ناسزا می گفتند و می رفتند. علماء شیعه از ساکنین حرمین شریفین و عتبات عالیات بر محقق اعتراض آوردند و مکتوب ها کردند این کار بسی نابهنجار و فی الحقیقه تهلکه ی شیعیان این دیار است.

    باری پادشاه اسلام پناه ایران این افاعیل جاهلانه را از قلمرو خویش برانداخت و بر بنده ی نگارنده قدغن سخت فرمود تا در کتب و سایر مطبوعات نیک به هوش باشم اگر از کتاب لعنی و سبی نسبت به صحابه ی کبار مشهود افتد مؤاخذه ی شدید کنم و کتاب ها محجر سازم. اکنون سال ها است مه شعار عمرکشان از ایران برافتاده و قصه ی مجعوله بابا شجاع منسوخ گردیده و مطبوعات از سخنان ناسزاوار و کلمات زشت و ناشایست پاک شده است.» (صص 177 و 178)

    از این گونه اصلاحات و سیاست های فرهنگی در زمان ناصر الدین شاه که نزدیک به یک سوم دوره قاجار در زمان او گذشت و آخرین پادشاه کلاسیک ایران هم بود (بدون مجلس و تفکیک قوا و ... ) کم نیست. مواردی همچون تکذیب تأثیر اجرام  سماوی و احکام منجمان بر احوال مردمان (ر.ک: 129)، تصحیح علم تاریخ از اخبار ضعاف و حجایب خرافات (ر.ک: 131)، ایجاد جشن های میلاد مذهبی و مراسم سوگواری (ر.ک: 133 و 134)، ایجاد موزه (ر.ک: 135)، شیوع شرب چای در همه طبقات جامعه (ر.ک:139)، اصلاح کلاه (ر.ک: 140) و شیوع کلاه ماهوتی (ر.ک: 143) و ایجاد کلاه نظامی (ر.ک: 176)، ایجاد روزنامه (ر.ک: 142)، ایجاد نهادهای جدید از جمله وزارت علوم و وزارت انطباعات ممالک محروسه (ر.ک: 142 و 143)، هم زیستی و رفع تقیه از پیروان طریقه ی جعفریه و اجازه فعالیت های دینی و آموزشی شیعیان در ممالک اهل سنت (ر.ک: ص 146 و 147)، حریت رعیت از قیود ارباب و مالکین (ر.ک: 147)، منع مذاکره ی مجعول عروسی قاسم بن الحسن (ع؛ ر.ک: 168 و 169) ایجاد سالنامه (ر.ک: 149 و 150)، ترویج هنرها مانند موسیقی اروپایی (ر.ک:150) و عکاسی و سینما و ترقی نقاشی (ر.ک: 168)و ...، تسخیر وحش یا همان باغ وحش خومان! (ر.ک: 135) افتتاح مدرسه دارالفنون در دارالخلافه ی طهران و دارلسلطنه تبریز (ر.ک: ص 151 و 157)، ایجاد سانسور داخله (ر.ک: 161 و ا162)، ایجاد رسم نگارش اسامی و اعداد و تومانات (ر.ک: 162)، حفظ حدود شرع بر طریقه سادات صفویه (ر.ک: 164 و 165)، تعمیم معدلت نسبت به ملل مخالفه (ر.ک: ص 166)، تکمیل تنقیح منشئات (ر.ک: 167)، رواج رسم سفرنامه نویسی (ر.ک: 173)، منع اکید از استبداد حکام! (ر.ک: 174 و 175)، ایجاد رسم سگند و سپردن قسمنامه (ر.ک: ص 175)، ایجاد نشان شیر و خورشید (ر.ک: 176) و تقویت ملکه  عفاف (ر.ک: ص 179).



     بسیاری از بنیادها و سیاستهای فرهنگی زمان ما در دوره او ایجاد شد. ناصرالدین شاه قاجار در هنگام زیارت حرم عبدالظیم حسنی در سال 1313 قمری در شهر ری به دست میرزا رضای کرمانی شاگرد سیدجمال الدین اسدآبادی ترور شد و درگذشت. پس از ترور ناصرالدین شاه سلطان عبدالحمید عثمانی دستور مسموم کردن سیدجمال اسدآبادی را در 19 اسفند 1275 شمسی داد و او را نیز در گورستان مشایخ استانبول دفن کردند.


* نقل قول تنها با ذکر منبع مجاز است.


   منبع:

- اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، المآثر و الآثار: چهل سال تاریخ ایران در دوره پادشاهی ناصرالدین شاه، به کوشش ایرج افشار، تهران: اساطیر، چاپ دوم، 1374، ج اول.

نظرات  (۲)

  • خانه ی دوست
  • سلام خسته نباشید.
    سوال داشتم از حضورتون اینکه آیا درست است که باتوجه به نظر "تمام"مفسران و علمایی که نظرشون قابل توجه است آفرینش حضرت آدم ( ع)مستقیما از خاک (مخلوط با آب )بوده است؟
    چرا که می خواهم از این نتیجه بگیرم که  تکامل بنی آدم از لمور و ...در تضاد با نص صریح قرآن است و جای بحثی نمی گذارد.
    در زمینه تکامل با یک نفر بحث مفصلی داشتم و دارم؛ از نظر من تکامل برای انسان های پیش از حضرت آدم ( شاید نسناس که آن را نوعی میمون می دانند )درست بوده ولی نسل آن ها منقرض شده و خداوند حضرت آدم را به طور مستقل و مستقیم از صلصال آفریده است و برای این عقیده هم سند هایی آوردم مثل:
     تفسیر المیزان که علامه طباطبایی هم تکامل بنی آدم را در تضاد با قرآن می دانند و تکامل را برای انسانهای پیش از آدم ممکن دانسته اند ،
     یا مثل این روایت  امام باقر (ع) فرمود اند:
    خدای عزوجل از روزی که زمین را آفرید هفت عالم را خلق کرد و( سپس منقرض کرده است) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبوده اند همه آنها را از پوسته زمین آفرید و نسلی از روی زمین آفرید و نسلی از نسل دیگر ایجاد کرد و برای هر یک عالمی بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر ، آدم أبو البشر را بیافرید و ذریه اش را از او منشعب ساخت
    خصال
    یا خطبه ی اول نهج البلاغه آفرینش انسان 
    و..
    ولی ایشان معتقد بودند که تکامل برای بنی آدم هم صحیح است و انسان کنونی تافته ی جدا بافته نیست بلکه خداوند از میان انسان های نئاندرتال آدم و حوا را برگزید و از روح خود در آن ها دمید و به این ترتیب انسان اشرف مخلوقات شد و این را در تضاد با مقام والای انسان نمی دانند به استناد تحقیق های آیت الله مشکینی ( گفته اند ایشان کتابی دارند که در آن بیان کرده اند که تکامل داروین در تضاد با قرآن نیست) ولی سوال مرا درباره ی توجیه تکامل با آیه انی خالق بشرا من طین تقریبا بی پاسخ گذاشتند و گفتند که نمی شود با یک آیه و چند روایت درخصوص مسئله ی پیچیده ای به نام تکامل انسان صحبت کرد و کلا در این رابطه بهتر است به قرآن رجوع نکنیم چون به تفسیر نیاز دارد و به این سادگی نیست ! و گفتند چون آیت الله مشکینی در این زمینه خیلی از علامه و طباطبایی و امثال ایشان بیشتر می داند باید به حرف ایشان توجه کرد  و تمام 
    و گفتند که 
    بله ....بنده مشکلم دقیقا اینجا هست که قبول ندارم که خدا در مورد خلقت انسان متفاوت کار کرده باشه.
    لزومی هم نداره این کار صورت بگیره.
    این نشانه نظم و آفرینش و حکمت خداست که مثلا برای تبدیل پرو به یو یک میلیارد سال صبر کنه
    پس تمام آفرینش حضرت حق نظم داره و هیچ چیزی از این نظم مستثنی نمیشه
    مشکل شیعیان اینجاست که میخواهند دائم انسان رو با این مسائل که جدا خلق شده ...شخصیت بدن....و متاسفانه آخوند های بی سواد در این امر موفق بوده و کتب مربوطه درخت تبار زایشی این موضوع مهم رو حذف کرده اند
    ما میگیم (( علم روز و یافته ها )) انسان هم مانند سایر موجودات از تکامل موجودات دیگر به وجود آمده و اجداد اون آثار بسیار زیاد از خود برجای گذاشته اند و دیگر الان جاشون رو داده اند به انسان.
    از اونجایی که این موضوع بسیار اهمیت داشته و امثال طباطبایی ها تنها نقل حدیث و روایت کرده و ابدا واردش نشده بودند....یک محقق شیعی و آشنای به تمام روایات و احادیث به پژوهش پیرامون این پرداخته به نتیجه گیری کلی نظم و یکپارچگی همان سنت آفرینش خدا (( تکامل )) رسیده است
    محال هیچ انسان صاحب خردی قبول کنه که تمام موجودات نزدیک به انسان به لحاظ آفرینش هیچ ارتباطی به انسان ندارند !!!! و بحث خلقت انسان هیچ مرتبط به اونها نیست!! و جدا هست و یهووو 


    و این شباهت ها هم همه اتفاقی هست و دلیل خاصی نداره.

    قبلا از شما  درباره ی تصوف پرسیده بودم و پاسختون ممنونم 
    خوشحال میشم اگر در این موضوع هم کمک و راهنمایی کنید .
    سپاس فراوان
  • حسن رمضانی
  • سلام استاد هرجاهستید پایدارباشید.مطلب مطالعه شد دست مریزاد.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی