یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

پیوندهای روزانه

سرگذشتنامه های اسلامی: سیره، رجال، تراجم

جمعه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ۰۴:۵۱ ب.ظ

     خدا رحمت کند مرحوم استاد دکتر احمد طاهری عراقی (اراکی؛ 1370-1322) را! بعضی آثار چنان جذبه و برخی متون چه سان متانتی دارند که آدمی را درمی کشند! حتا یک عکس هم از ایشان در اینترنت نیست. چقدر دنیا عوض شده و چقدر خوب خواهد بود که خوبان را فراموش نکنیم.

    مقاله بسیار ارزنده و کاربردی ای در مطالعات و پژوهش از ایشان برجای است به نام:

سرگذشتنامه های اسلامی: سیره، رجال، تراجم

    برخی از مهمترین نکات این مقاله به قرار زیر است:


- پیشرفت تاریخ نویسی در اسلام مانند علوم نقلی دیگر انگیزه های دینی داشته است.

- «سیره»، تاریخ حیات پیامبر[ص]، جزئی از حدیث بود که مادر علوم شرعی است.

- از همان آغاز که هنوز علوم شرعی از حدیث جدا نشده بود، برخی عنایت و اهتمام بیشتری به مغازی و سیره داشتند.

- مغازی، (جمع مغزی و مغزاة: نبرد و نبردگاه) اگر چه بر غزوات و جنگهای پیامبر اطلاق می شود، ولی توسعاً به معنی سرگذشت و سیره رسول به کار رفته است، خصوصاً در قرون اولیه.

- علاوه بر «مغازی» رسول حوادث خلفای راشدین و فتوحات اسلامی و سرگذشت صحابه را نیز روایت و ضبط کردند.

- آثار کامل هیچ یک از مورخان و سیره نویسان  قبل از سیره ی ابن اسحاق (د 151 ق) به ما نرسیده است.

برخی از کتابهای سره و مغازی ار اساطیر و اسرائیلیات و انساب و اشعار مجعول و موضوع نیز استفاده کرده اند.

- کتب رجال پس از اینها به قصد شناخت اسانید و تشخیص درجه ی صحت و ضعف احادیث تدوین شد و شرح حالهای آمده در آنها کوتاه تر و برای تأمین همان هدف کتب رجال تنظیم شده اند.

- کتب تراجم (سرگذشتنامه ها) پس از تخصصی شدن علوم اسلامی و تجزیه ی آنها از حدیث و در اصناف مختلف تراجم فقها، مفسران، قاریان، حافظان، متکلمان و صوفیان نوشته شد.

- کتب تراجم یا عام است یا خاص. عام آنها است که درباره ی علمای هر مذهبی است. (مراد از عام در اینجا [علوم شرعی اسلامی] مفهوم نسبی آن است و نه مطلق. اگر نه سرگذشتنامه های عمومی شمول بیشتری دارند و جز علمای اسلامی، شعرا، ادباء، سلاطین، وزرا و همه ی معاریف و اعیان را شامل است.) و طبقات خاص، اختصاص دارد به مذهب، فرقه یا طریقه ی خاصی.

-  کیفیت تدوین و ترتیب کتب تراجم و رجال به چند گونه است: زمانی، مکانی، و الفبایی.

1. ترتیب زمانی:

ترتیب «طبقات» قدیمترین نوع و رایج ترین است و ترتیب قرنی و سنواتی.

الف- طبقاتی

- نتیجه ی طبیعی تقسیم بندی «صحابه»، «تابعین»، «تبع تابعین»، «اتباع» است.

- «طبقه» به طور عام به معنی نسل و مجازاً به معنی قرن به کار رفته است. در آغاز طبقه به معنی نسل نبوده و برخی رجالیان، صحابه و تابعین را نیز به طبقاتی تقسیم کرده اند. در تحدید زمانی طبقه هم اختلاف است.مناط اعتبار در تقسیم طبقات هم زمانی و هم اسنادی بوده است و نه سال وفات.

ب- ترتیب قرنی

«قرن» در آغاز یک واحد معین نبوده است، بلکه مرتبط بوده است به طول عمر افراد یا جماعات، و مدت آن را هم اختلاف 10 تا 100 سال دانسته اند. ظاهراً از قرن هفتم رسم شد که کتابهایی در سرگذشت علما و رجال هر قرنی بنویسند.

ج- ترتیب سنواتی

در بسیاری از تواریخ عمومی هر سال وفیات علما با شمه ای از سرگذشتشان ذکر می شد.

2- ترتیب مکانی

در بعضی کتب طبقات در داخل هر طبقه ای رعایت شده است؛ ولی کتب دیگری هست که اساساً به ترتیب شهرها است. در تقسیم شهرها معمولاً مدینه را ابتدا ذکر می کردند که مهد صحابه و کبار تابعین و رواة و علمای اولین بود. سپس مکه را و آنگاه شهرهای دیگری را که مراکز علمی بود و مهبط علما چون مصر، کوفه، بغداد، شام، نیشابور، اصفهان، بخارا و ... .

3. ترتیب الفبایی

ترتیب الفبایی که رایج ترین ترتیب ها است از قرن سوم رسم بوده است.


این مقاله در نامه انجمن کتابداران ایران، دوره 11 ش 1357/4/3 و پس از درگذشت استاد در کتاب یادگار طاهر در دسترس است.

بر روان پاک او درود باد؛ بیش باد و بیش باد.

نظرات  (۱)

  • محمدرضا مختار
  • یادش گرامی باد ایشان از اولین افرادی بود که مقاله ای جالب درباره ابوسعد خرگوشی نوشت. کار مهم دیگر ایشان تحقیقات ارزنده بر کتاب شرف النبی هستش.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی