یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

پیوندهای روزانه

عرفان چیست؟

پنجشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۲، ۰۴:۵۲ ب.ظ

عرفان نوعی از آگاهی و شناخت است. شناختی باطنی و دقیق که از راه تجربه ی بی واسطه ی چیزی به دست آمده است. برای مثال وقتی از شما پرسیده شود که آیا تعریفی برای شادی یا قدرت و توانایی دارید، ممکن است که نتوانید تعریفی کلاسیک و مدرسی از آنها بیان کنید، حال آنکه از کودکی آن دو را تجربه و درک کرده اید؛ ولی نمی توانید عبارات و الفاظی را برای انتقال معنای آنها به عنوان واسطه و معرّف استخدام کنید تا به کسی که شادی را تجربه نکرده بگویید که شادی چیست. چنین شناختهایی را می توان به تسامح شناختهایی باطنی و عرفانی دانست. اغلب، از دوران کودکی دستگاههای آموزشی شناخت ما را با تجربیات از ادراکات حسی و یا استفاده از واسطه های شناختی (تعاریف نظری) پرورده اند، با این همه همه ی انسانها در زندگی خود تجربیاتی از این نوع شناخت های بی واسطه و وجودی را دارندبه عبارتی دقیق تر، عرفان رویکردی باطنی به هستی است. این گزاره، پیشفرضی را در خود دارد که هستی ظاهری دارد و باطنی و مواجهه ی انسان با وجه و جنبه ی باطنی هستی شناختی از آن در او پدید می آورد که عرفان نام دارد.

 عرفان وجه و بخشی از دین الهی است؛ معرفت و شناختی است که از باطن آن دین پدید آمده و مشعل و چراغی برای راهرو آن مذهب و مسلک است؛ عرفان یهود، توجهات سالک به حقیقت آن شریعت، عرفان مسیحیت و اسلام هم همین طور. این امکان هست که کسی بی آنکه نامی از موسی و مسیح و محمد -درود خدا بر همه ی پاکان- شنیده باشد با عمل به فطرت پاک الهی خود و با استعانت و یاری ای که از خدا جسته است، از همان معارف به درجات مختلفی بهر مند شود و گاه هم به عکس آن کسی با یدک کشیدن نام مسلمان و مسیحی و یهودی از نور دور بماند در اینجا است که می توان با تعبیر ابوالحسن پوشنگی نیشابوری گفت که«نخست اینها رسمی بود بی اسم و اکنون اسمی است بی رسم»!

-         عرفان و رازورزی در ایران بخشی مهم از فرهنگ است. پیش از ورود اسلام به ایران عرفان در حاشیه بود و فلسفه و حکمت با دین قریب و قرین تر می مود و پس از ورود اسلام به ایران این نسبت عکس شد. (ر.ک: نصر، حسین، سنت عقلانی اسلامی درایران، مقاله دوم)

-         عرفان را می توان وجه زایا و زنانه دین و زندگی متعالی انسان تلقی کرد؛ وجهی لطیف که از قدرت و الزام­های کنش­گرانه دور است و با وجد و دریافتهای متعالی و هنری قرابت و نزدیکی ای اساسی دارد. بخش مهمی از میراث فرهنگی کشور در دامنه عرفان اسلامی جای دارد و در کمال تأسف هنوز موزه یا مجموعه ای در پی حفظ این سرمایه ها به گونه ای سازمانی برنیامده است.

-         اکنون پاسخ چند پرسش زیر را به خودتان بدهید:

1.       اگر کسی امری که به شما چیزی گفت که به طور معمول قرار نبود بداند یا بالاتر از آن هیچ کس جز شما از آن باخبر نیست؛ دلیل است بر اینکه آن فرد غیبگو همه چیز را درباره شما یا جهان می داند؟ استدلال خود را برای خود بنویسید.

2.       اگر کسی دارای باطن بود و برخی موارد غیبی را می دانست، برای به عهده گرفتن مدیریت دانشگاه شما نسبت به مدیر کنونی آن سزوارتر است؟

3.       فرآیند معناکردن تجربه های منحصر به فرد و نامعمول باطنی توسط فردی که آن تجربه را داشته یا دیگران چگونه رخ می دهد؟

4.       یکی از رایج ترین اتهامهای پیامبران در طول تاریخ «مجنون» بودن آنها است؛ فرق میان یک عارف و ولی الهی که دارای مکاشفات و مشاهدات پنهانی است با یک بیمار روانی دچار توهم یا اسکیزوفرنی چیست؟

5.       آیا همه انسانها می توانند عارف باشند؟

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی