یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

پیوندهای روزانه

سه شاخص قرآنی برای شایسته سالاری

پنجشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۲، ۰۴:۲۹ ب.ظ

هر بار که تغییراتی کلان در عرصه­ی مدیریت کشور رخ می­دهد، شایسته سالاری هم مطرح می­شود و در نهایت چندی دیگر به علت فقدان ساز و کار مناسب در فرآیند مدیریت نظام برای ضمانت شایسته­سالاری (دست کم در ناحیه نظارت و اطلاع رسانی) ضرورت باز مطرح شدن آن را پیش می­آورد. در نخستین گام، نبود شاخص­ها و ملاکهایی علمی، دینی و حتی عرفی گاه منجر به انتخاب­هایی سلیقه­ای و دم دستی شده و زیان آور بوده است. نوشته پیش رو در پی ارائه شاخص­های شایسته سالاری از قرآن کریم برای همه­ کارها در تمام سطوح و زمینه از قرآن کریم است که با عقل و عرف روزگار هم مطابقت دارد. در دو داستان از قرآن کریم هنگامی که از شایستگی برای انجام کار سخن گفته می­شود، چهار شاخص و ملاک برای شایستگی کارگزاران مطرح است:

1. موسی و دختران شعیب: دو دختر که کنار چهارپایان خود ایستاده­اند منتظرند تا گله­های دیگر همه آب بخورند و بالاخره آنها هم بتوانند به گوسفندانشان آب بدهند. مردی جوان که موسی نام دارد پیش می­آید و علت انتظار آنها را جویا می­شود؛ آنها می­گویند که پدرشان پیر شده و منتظرند تا همه بروند و بتوانند به گله آب بدهند. موسی از آنها اجازه می­گیرد و انتظارشان را کوتاه می­کند و به گله آب می­دهد. رفتار موسی به گونه­ای است که دختران موسی علاوه بر اینکه از انجام شدن کار خرسندند از خود او هم خوششان می­آید و یکی از آنها به پدرشان پیشنهاد می­دهد که او را استخدام کند: «...یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِین» (اى پدر، او را اجیر کن، او بهترین کسى است که براى کارها اجیر کنى، زیرا مردى نیرومند و امین است. (ترجمه مرحوم دکتر طاهره صفارزاده)

2. خزانه­داری یوسف: یوسف پیامبر نیز در شایستگی خود برای خزانه­داری مصر می­گوید: «اجْعَلْنی‏ عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفیظٌ عَلیمٌ» (یوسف، 55؛ خزینه‏هاى این سرزمین را به من سپار که من نگهدارم و دانا) (ترجمه از مرحوم استاد ابوالقاسم پاینده)

بنا بر این دو داستان چهار صفت توانایی، امانتداری، نگهداری و دانایی برای شایستگی این دو کار مطرحند، ولی اگر دقت شود این چهار صفت در سه شاخص و ملاک اصلی قابل ملاحظه خواهند بود:

1. توانایی (قوت): عقل خود گواه است که برای انجام کار، نیرو و توان انجام کار بر هر چیز دیگر مقدم است و اگر شرایط و لوازم دیگر همه مهیا باشند، نبود توانایی کار را به سرانجام نخواهد رساند. بنابراین خوب و پاک بودن کسی یا داشتن علم و مطالعه نظری در یک موضوع (یا کمتر از آن مدارک علمی بالا) به تنهایی برای واگذاری کار به او کفایت نخواهد کرد. نکته بعدی که اینجا مطرح است آن است که توانایی فرد یا گروه با هر روش و آزمایشی که ممکن است بنا بر آن کار و علم و عقل کارگزینان احراز خواهد شد و برای احراز توانایی فرد یا گروه می­توان به دانایی، تجربه­ی کار و تمحض و تخصص، ارتباطات گسترده و ثبات و تمرکز در کار (برای نمونه چند شغله نبودن) که از لوازم توانایی­اند اشاره کرد.

2. امانتداری: آنچه که امروز با عناوین «مسئولیت­پذیری» یا ضرورت «پاسخگویی» در زمینه­هایی مانند مدیریت و حسابداری و اخلاق سیاسی مبنا قرار می­گیرد، در ادبیات دینی با عنوان «امانتداری» و امین بودن یک شخص مطرح است. مهیا کردن لوازم و شرایط امانتداری و تقویت این صفت و ضرورت آزمون و احراز صلاحیت فرد از طریق وجود نهادها و راهکارهای نظارتی حکومتی و مردمی (که در کشور از ضعف آن رنج می­بریم) در حین کار ضمانتی برای امانتداری ایشان خواهد بود.

3. نگهداری (حفیظ): این شاخص ترکیبی از دو شاخص پیش (توانایی و امانتداری) است و لزوم تناسب شاخص را با کار مورد نظر توجه می­دهد.

4. دانایی (علیم): یکی از خواص دانش، افزایش دامنه­ی دید و قدرت پیش­بینی و آینده­نگری است. آنان که عهده­دار مدیریت­های مملکتی هستند باید توان آینده­نگری و سیاستگزاری مناسب در قبال آن را داشته باشند.

به طور خلاصه سه شاخص توانایی، امانت­داری و دانایی می­تواند برای شایسته سالاری در کارگزاران نظام اسلامی و انسانی، از چوپانی و کارهای ساده تا مدیریت فرهنگی و مملکت­داری مفید واقع شود. 

           منبع: قرآن کریم.

پیوست یادداشت: شایسته سالاری (Meritocracy )

«جامعه­ی شایسته سالار جامعه­ای است با پایگان شغلی (لایه­بندی اجتماعی). مشاغل مختلف پاداش­ها، قدرت و منزلت متفاوتی دارند. با این همه، در جامعه­ی شایسته سالار افراد می­توانند بر مبنای شایستگی­های خود، یعنی بر  مبنای استعدادها و قابلیت­هایی که دارند، و به تناسب سازگاریِ این ویژگی­ها با وظایف مقتضی در یک شغل معین، در این پایگان بالا و پایین بروند («تحرک اجتماعی» داشته باشند). آن مشاغلی که بیشترین پاداش­ها را نصیب فرد می­کنند دقیقاً همان­هایی هستند که بیشترین اهمیت را در جامعه دارند. این مشاغل مهارت­های فوق­العاده یا مهارت و دانشی را اقتضا می­کنند که کسب آنها زمان زیادی می­برد و مسئولیت بالایی به همراه دارد. (گمان می­رود برای اینکه شایسته­ترین افراد این آموزش­ها را ببینند و این مسئولیت­های حرفه­ای را به خوبی انجام دهند، دادن پاداش­های مالی و دیگر پاداش­ ضروری است.

جان راولز، فیلسوف لیبرال، دفاعی جانانه و مؤثر از شایسته سالاری کرده و آن را اساس یک جامعه­ی عادلانه معرفی کرده است. وی تلاش زیادی کرده تا تفاوت­های میان آنچه خود «شایسته­سالاری خشن» می­نامد و نظام مبتنی بر فرصت­های برابر و عادلانه را بیان کند. در شق اول، آموزش فرد عمدتاً وابسته به توان مالیِ والدین است. بنابراین، امکان دست­یابی فرزندانی که والدین موفقی دارند به مشاغل بیشتر است؛ زیرا آنها آموزش­های بهتری دیده­اند. از این رو، راولز از نظام آموزشی­ای دفاع می­کند که همه­ی افراد امکان دست­رسی مساوی به امکانات را داشته باشند تا به این ترتیب استعدادهای فردی ارج نهاده شود و امکان پرورش آنها، فارغ از وضعیت والدین، میسر باشد.» (اندرو ادگار، مفاهیم بنیادی نظریه فرهنگی، ترجمه مهران مهاجر، تهران، نشر آگه، 1387، ص 178 و 179)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی