یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

یادداشت های دکتر محی الدین قنبری

برای آگاهی، برای بهی

پیوندهای روزانه

اسلام دارای گفتمانی جامع و شامل است و به اقتضای شرایط گوناگون امکان طرح یکی از گفتمان های شناخته شده با مویدات و شواهد دینی به تناسب همان شرایط وجود خواهد داشت. این فراگیری، جامعیت و شمول و به قول حسین نصر، قدرت بالای جذب و ترکیب در اسلام (ر.ک به سنت عقلانی اسلامی در ایران، مقاله اول) از سویی امکان انعطاف پذیری و ارائه احکام و دستورهایی متناسب از آنچه که خدا خواسته را در میان انسانها فراهم می آورد و از سوی دیگر دامنه ای فراخ است که با بسنده کردن به وجه و مرتبه ای از آن و تعمیم ناسزای آن به این مجموعه دین را به باورها و رفتارهایی نامتناسب با شرایط متغیر انسانی فرومی کاهد (مغالطه کنه و وجه).

برای مثال بشر در طول تاریخ خود شاهد سه گفتمان (Discourse) کلی در رفتارهای انسانی بوده است:

۱. گفتمان کیفر

2. گفتمان پاداش

3. گفتمان گفتگو

در دو گفتمان نخست برابری میان انسانها وجود ندارد، فردی برای بهتر بودن یا درست بودن دیگران را با کیفر یا پاداش خود به راه می آورد. مرد زن را می زند یا هدیه برایش می خرد، پدر و مادر بچه را ادب! می کنند یا جایزه می دهند و بالاخره والی و خان رعیت را فلک می کنند یا تخفیف می دهند و تشویق می کنند تا به سزا و شایسته رفتار کند. در گفتمان گفتگو آزادی اندیشه و اراده انسانها به رسمیت شناخته شده و در موضعی برابر انسانها به گفتگو با یکدیگر می پردازند. بخش عمده ای از تاریخ و فضای کنونی بشر در گفتمان کیفر سپری شده است و یادآور این قانون زندگی (ضرب المثل) است که:

تا نخورد چوب تر، فرمان نبرد گاو و خر!

پرسش اینجاست که ادبیات قرآنی با کدامیک از سه گفتمان یاد شده با مردم سخن گفته است؟

پاسخ این است که با هر سه با مردم سخن گفته است و این عین حکمت است چرا که رفتار بر اساس پارادایمهای هر یک از این گفتمان ها در بستری که آن گفتمان تغییر کرده ناکارآمدی و هزینه های فراوان به دنبال دارد. بنابراین قرآن به صورت کمی از دو گفتمان نخست واقع بینانه متناسب با کمیت اکثری مردم استفاده کرده و در عین حال از گفتمان گفتگو هم برخوردار است. برای مثال در بیان حکم، خدا نمی گوید که من خدا هستم و شما هیچی نیستید و به واقع هم که چنین است بلکه گویی در موضعی برابر و اقناعی به بیان علت وضع و جعل احکام خود می پردازد و می گوید روزه بگیرید شاید که خود نگهدار باشید (البقره، ۱۸۳)، زکات بدهید برای پاکی و رشد (التوبه، ۱۰۳)، نماز بخوانید برای دوری از پلشتی ها و زشتی ها (العنکبوت،۴۵) و حج بروید برای یادکرد حق و منافع آن (الحج ۲۸ و ۳۳) گویی خدای حکیم خود را موظف به اقناع مخاطبان خود کرده و به گفتگو با ایشان در موضعی برابر پرداخته است.

    همچنین است در مورد نظامهای اخلاقی؛ نظامهای اخلاقی جهان را در سه نظام غالب فضیلت گرا، نتیجه گرا و وظیفه گرا یا سه نظام فضیلت گرا، شفقت محور و مدنیت اخلاقی شمار کرده اند و هر یک از اینها در شریعت اسلام دارای شواهد و مویداتی هستند که امکان تایید آنها را در موضع متناسب خواهد داشت.

    فرضیه ما بر این است که در مورد نظامهای سیاسی و حقوقی هم وضع به همین منوال است و عدالت و حکمت خدای تعالی حکم می کند که به تناسب شرایط نظام متناسب با آن مد نظر باشد و این امر بر عهدة عالمان دین و در صدر آنها عالم آل محمد – درود خدا بر روان پاک همه ایشان- در زمان و عصر خواهد خواهد بود که در تعامل و گفتگو با مردم و مشورت واقعی با آنان (۱) و لحاظ کردن شرایط و خواسته هایشان به شکل و قالب و نظامی متناسب برای یک زندگی در خور راه یابند.

    پی نوشت:

۱. چنانکه پیامبر در قرآن مامور به این است (ر.ک: آل عمران، ۱۵۹) و به نتیجه مشورت پایبند است اگر چه نظرش خلاف مردم بوده و نتیجه اش هم پیدایش مشکلات برای خود همان مردم مانند واقعه جنگ احد و مشورت در جنگ در شهر یا خارج از شهر باشد.

۲. پارادایم و گفتمان دو مفهوم کلیدی در علوم انسانی هستند و می توان آنها را با دو مفهوم حکم و ملت در ادبیات دینی تطبیق کرد.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی